1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

غم پنهان

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏3/5/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    تو می رسی و غمی پنهان همیشه پشت سرت جاری​
    همیشه طرح قدم هایت شبیه روز عزاداری​
    تو می نشینی و بین ما نشسته پیکر مغمومی​
    غریب وخسته و خاک آلود؛ به فکر چاره ناچاری​
    شبیه جنگل انبوهی که گر گرفته از اندوهِ -​
    هجوم لشکر چنگیزی... گواهت این غم تاتاری​
    بیا و گریه نکن در خود که شانه های زمین خیسند​
    مرا تحمل باران نیست؛ تو را شهامت خودداری​
    همین که چشم خدا باز است به روی هرچه که پیش آید​
    ببین چه مرهم شیرینیست برای سختی و دشواری!!​
    کمی پرنده اگر باشی در آسمان دلم هستی​
    رفیق ماهی و مهتابی؛عزیز سرو وسپیداری...​
    چقدر منتظرت بودم !ببینمت کمی آسوده...​
    دوباره آمده ای اما؛ همان همیشه عزاداری​