1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

دیوانگی و عاقلی

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏1/5/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng

    وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید،

    وقتی ابد چشم تو را پیش از وتب دار می آفرید ،

    وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می كشید ،

    وقتی عطش طعم تو را با اشكها یم می چشید ،

    من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی ،

    چیزي نمي دانم از این دیوانگی عاقلی .

    يك آن شد این عاشق شدن ،

    دنیا همان يك لحظه بود

    آن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود ،

    وقتی كه من عاشق شدم شیطان به نامم سجده كرد

    آدم زمینی تر شد عالم به آدم سجده كرد ،

    چشمان تو نه آتشی و نه گلی،

    چیزي نمیدانم ازاین دیوانگی و عاقلی .​