تیم شافر دیگر به آن جوانیهای گذشتهاش نیست. غیرمنتظره ترین اتفاقی که میشد در هنگام دیدن پشت صحنههای ساخت بازی Stacking (استکینگ) منتظرش بود دیدن چهره پیر و شکسته تیم شافر بود. پیری شافر دلیل کوچکیست برای این که بحث Double Fine را هم پیش بکشیم و از روزگار کنونی این استودیو خلاق و فوقالعاده بگوییم که تکتک بازیهایش خاطرات عجیبی را در سبد اندیشههایمان بجا گذاشته است. تاریخدانان معتقدند تاریخ، آینه تمام نمایی از اتفاقات پیش روست. این جمله را تنها چندین ساعت پیش از تایید استکینگ بیاد آوردم و با آن کلنجار میرفتم و مدام مثالهای مختلف را بررسی میکردم و همانطور که پیش رفت و خبر تایید بازی را دیدم حس جالبی نسبت به شافر پیدا کردم. جنس خلاقیت شافر با جنسهای دیگر کاملا متفاوت است و این وجه تمایز وی با دیگر بازیسازهاییست که آنها را هم بازیسازان خلاق مینامیم. اصل و مبنا این است که هر بازیسازی شیوه منحصر به خود را دارد که ساختههایش را از دیگران متمایز میکند. همیشه شاهد افراد بزرگ و اندیشههای بزرگ پشت بازیهای بزرگ نیستیم، گاهی هم باید به لطف افرادی چون شافر، کمی از این فضای خشک و جدی فاصله گرفت. پشت پروژههای تیم شافر میلیاردها دلار پول و اندیشه دهها انسان بزرگ یا دولتهای مختلف نیست و این همیشه باعث میشود احساس عجیبی نسبت به ساختههای شافر داشته باشم. بعد از اتمام ساخت Brutal Legend و انتشار موفق آن به بازار و بازخورد نسبتا شایستهای که در پی داشت، شافر شیوهای دیگر در کارش پیش گرفت و دابل فاین را به 4 قسمت تقسیم کرد که البته هر 4 قسمت تحت نظر شافر و در مجموعهای واحد خواهند بود و قرار نبوده که دابل فاین به 4 قسمت متلاشی شود. همان زمان شافر قول 4 بازی کوچک را تا چند ماه آینده داد و تا به حال که 3 یا 4 ماهی از آن وعده میگذرد، وی تا هفته آینده دومین بازی وعده داده شده را وارد بازار دیجیتال خواهند کرد. Custome Quest و Stacking هر دو بازیهای کوچکی هستند که روی دیسک منتشر نمیشوند و شیوه انتشار آنها محدود به دو شبکه جهانی PSN و XBL خواهد بود. تیم شافر با تجربه سالهاست که رابطه خوبی با کامپیوترهای خانگی ندارد و این از نحوه انتشار تمامی ساختههای اخیرش پیداست. Custome Quest مربوط به شب هالووین بود و در 20 اکتبر عرضه شد، در واقع 10 روز پیش از آخرین روز و شب اکتبر. نمرات و بازخوردها در حدود بازی بسیار عالی بودند و حتی این بازی توانست رقیب بزرگ خود یعنی Limbo را کنار زده و خود برنده بهترین بازی قابل دانلود سال شود. این آمار باعث میشود امید بیشتری نسبت به استکینگ پیدا کنیم. پیش از اینکه از داستان بازی بگوییم بهتر است از مبنای ساخت بازی بگوییم. Lee Patty، کارگردان بازی در مصاحبه خود میگوید ایده ساخت بازی زمانی به ذهنم رسید که دخترم را در حال بازی با عروسکهای روسی دیدم. عروسکهای تودرتو که اغلب آنها را ماتریوشکا مینامیم. ماتریوشکا از عروسکهای بسیار مشهور فانتزی و کلاسیکی هستند که شاید سالهاست نام آن را فراموش کردهایم و خاطراتش مربوط به دوران کودکیمان میشود. از این جهت واقعا جای تحسین دارد که دابل فاین برای ایدههای جدیدش دست بر قویترین نوستالژیها میگذارد و به بهترین شکل ممکن آنها را میپرورد تا بهترین را ارایه دهد. هسته گیمپلی بازی در ماتریوشکا خلاصه میشود. یعنی تو یک ماتریوشکا هستی و هر حرکت و پیشروی تو در بازی مدیون بدن و قابلیت ماتریوشکاهای دیگر خواهد بود. بازی به نوعی در محیط یک دایورما اتفاق میافتد و نحوه روایت بازی به فیلمهای صامت دهه های 20-30 شباهت بسیار دارد. دیالوگها در میان پردههای پر خاطره نمایش داده میشود اما بازی کلا از لحاظ صداگذاری شخصیتها و محیطها در نقطه صفر نیست و افکتهای صدای خوبی برای حرکات و قابلیتهای مختلف ماتریوشکاهای مختلف به کار برده شده است. داستان بازی ماجرای کوچکترین ماتریوشکای این شهر فرنگی که در دهههای 1930 به سر میبرد، چارلی بلکمور را روایت میکند. چارلی بلکمور بسیار کوچک است و توانایی بسیاری از کارها را ندارد اما با استفاده از هوش خود راه خود را پیش میبرد. چارلی در شهری زندگی میکند که رو به صنعتی شدن دارد و بردگی مردم فقیر و بی گناه اصلی جداناپذیر از روزگار شهر است. خانواده چارلی هم از این ظلم و ستم دور نمانده اند و مجبور به اطاعت از قانونی که بی قانونیست شده اند. اما چارلی در این میان تنها عضو خانواده است که توانسته از زیر چنگال حاکم ستمگر شهر خود بگریزد. چارلی قصد دارد با هوش سرشار خود خانوادهاش را دوباره کنار یکدیگر جمع کند و به زندگی عادیشان ادامه دهند و در این راه دشوار با صدها ماتریوشکا روبروست که مانع پیشروی او میشوند اما او به هر صورتی که شده باید به کار خود ادامه دهد و به هدف خود برسد. The Baron نام این حاکم قدرتمند ظالم است. چارلی در محیط بیرون قرار میگیرد و باید سعی کند با هر قابلیت و امکاناتی که در محیط وجود دارد کار خود را پیش ببرد. همانطور که گفته شد چارلی کوچکترین عضو این شهر فرنگی است و اگر کمی با ماتریوشکاها آشنا باشید متوجه میشوید که قضیه باید از چه قرار باشد. چارلی برای اینکه بتواند به هر قسمتی دست یابد یا هر کاری که میخواد انجام دهد نیاز به کالبدهای متفاوتی دارد تا بتواند هدف خود را پیش ببرد. برای مثال هنگامی که میخواهید از دری عبور کنید که کنار آن یک سرباز مانع عبور شما میشود، باید با کالبد یه دختر زیبا او را فریب دهید و به دنبال خود بکشانید تا دیگر باری شما مانعی نباشد و بلافاصله پس از دور شدن نگهبان میتوانید از کالبد آن دختر زیبا خارج شوید و با کالبد فعلیتان که ممکن است یک ماتریوشکا دیگر در ماتریوشکای قبلی باشد از درب ساختمان عبور کنید. معماهای بازی اغلب بر این مبنا هستند و در مجموع برای سپری کردن تمامی مراحل باید کمی فسفر بسوزانید. دابل فاین قول داده است تا بیش از 100 ماتریوشکای متفاوت با قابلیتهای متفاوت را در این محیط شاد اما افسرده قرار دهد تا بازی پیچیدهتر از چیزی باشد که فکرش را میکنید. همه این ماتریوشکاها قابلیتها و ظاهری متفاوت دارند و جالبتر آن است که بدانید هر کدام از اینها دارای مراحل جانبی کوچکی هستند که پرداختن به آنها خالی از لطف نیست. شافر در مصاحبه خود با GameTrailer قول این را داده است که هر معما چندین راه متفاوت برای حل شدن دارد و صحت این موضوع از تریلرهای بازی نیز پیداست. Hijinx در واقعا همان Free Mod بازی است و در آن میتوانید آزادانه در محیط پرسه بزنید و ماموریتهای جانبی را انجام دهید و کلی کارهای دیگر که یقینا بسیاری از مردم از انجام آن لذت میبرند. طبق گفتههای شافر میانپردههای صامت بازی در حدود 2 ساعت هستند و این خود نشان دهنده ساعات زیادی است که قرار است با بازی سپری کنیم. یقینا زمانی که به بازی پرداخته میشود باید چندین برابر میانپردههای بازی باشد و این موضوع نشان دهنده عظمت بازیست. استکینگ دومین بازی از طرح Amnesia Fortnigh است و قرار است در 8 فوریه برای PS3 و X360 و روی شبکههای جهانی این دو کنسول منتشر شود و قیمتی معادل 15 دلار خواهد داشت. شافر علت عرضه نکردن بازیهایش روی کامپیوترهای شخصی را نبودن هیچگونه حمایت مالی چه از طرف ناشران و چه از طرف گیمرهای این نسل دانست.