تصنیف چاره دل • آواز: محمدرضا شجریان • سهتار: جلال ذوالفنون • نی: موسوی موسوی نکنم اگر چاره دل هرجایی را نتوانم و تن ندهم رسوایی را همه شب من اختر شِمُرم کی گردد صبح مَهِ من! چه دانی تو غم تنهایی را؟ چه خوش است اگر دیده رخ دلبر بیند نبُوَد جز این فایدهای بینایی را چه قیامت است اینکه تو در قامت داری بنگر به دنبالت عجب غوغایی را عارف قزوینی
ترانه مه عیار ، شعر مولانا خواننده پریسا مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار رخ فرخ خود را مپوشان به یکی بار تو دریای الهی همه خلق چو ماهی چو خشک آوری ای دوست بمیرند به ناچار چو خشک آوری ای دوست بمیرند به ناچار مگو با دل شیدا دگر وعده فردا که بر چرخ رسیدست ز فردای تو زنهار چو در دست تو باشیم ندانیم سر از پای چو سرمست تو باشیم بیفتد سر و دستار چو در دست تو باشیم ندانیم سر از پای چو سرمست تو باشیم بیفتد سر و دستار عطاهای تو نقدست شکایت نتوان کرد ولیکن گله کردیم برای دل اغیار چو در دست تو باشیم ندانیم سر از پای چو سرمست تو باشیم بیفتد سر و دستار چو ابر تو ببارید بروید سمن از ریگ چو خورشید تو درتافت بروید گل و گلزار بروید گل و گلزار چو ابر تو ببارید بروید سمن از ریگ چو خورشید تو درتافت بروید گل و گلزار بروید گل و گلزار