مقدمه حتما همه شما این بازی زیبا را بازی کردید و مطمئنا از این شاهکار لذت بردید.این بازی یک بازی ساده نبود و به سادگی نمیشد از این شاهکار دست برداشت.همانطور که میدانید این بازی یک میلیارد فروش کرد و پرفروش ترین بازی سال شد.حتی رقیب های این بازی هم نتوانستند به اندازه این بازی فروش داشته باشند.مخصوصا رقیبی چون انجمن برادری که با ادعای زیادی به بازار آمد اما باز هم نتوانست که با عملیات سری رقابت داشته باشد. داستان داستان بازی درباره یک سرباز امریکایی به نام الکس میسون است که در توهم و خیال است.او در طول بازی بر این باور است که با شخصی که شما او را در جهانی در جنگ ملاقات کردید و همه او را میشناسید یعنی ویکتور رزنو در کنار اوست و او را یاری میدهد.او نمیدانست که رزنو مرده است و شخصی به نام دراگویچ با کمک دکتری به نام استاینر مغض او را شست شو داده است تا او این خیال را در سر داشته باشد که رزنو در کنار اوست.داستان فقط به این جا ختم نمیشد.ادامه داستان هم در جنگ ویتنام بود و داستان شخص دیگری به نام هادسن که شما در نقش او هم بازی کرده این.وقتی شما وارد اولین مرحله بازی میشوید میبینید که بر روی یک صندلی هستید و دستان شما بسته است.در همین حین که شما به دور واطراف خود نگاه میکنید یک هو یک صدای عجیبی شما را صدا میزند.شما هنوز در توهم هستید بعد از گفتگو هایی که بین شما و آن شخص میشود شما به اولین مرحله بازی در کوبا میروید.بعد از دمو شروع مرحله صفحه مانیطور تیره شده و بعد از آن یک فندک روشن میشود و شما خود را در یک کافه با فرانک وود و برومان و چند نفر دیگر مشاهده میکنید.بعد از چند لحظه چند سرباز کوبایی به داخل کافه آمده و کافه را محاصره میکنند.یکی از سرباز ها به سمت شما می آید و وقتی میفهمد که شما یک امریکایی هستید دست شما را میگیرد اما وود اجازه این کار را به آن سرباز نمیدهد و با چاقویش بر روی دست آن سرباز میزند.خب از این جا شما شروع به کشتن سربازان کوبایی میکنید.بعد از کشتن سربازان به سمت ماشینی رفته و با ماشین از آن مکان فرار میکنید.بعد از آن دوباره دمو بازی میاید و بعد از دمو دوباره به بازی باز میگردید.باز شما شروع به کشتن سربازان کوبایی میکنید و به سمت یک فرودگاه نظامی در حال حرکت هستید.بعد از کشتن سربازان به فرودگاه میرسید و سوار یک هواپیما میشوید.شما و یارانتان مشغول فرار هستید که ناگهان بر اثر تیر اندازی یکی از موتور های هواپیما آتش میگیرد.سربازان جلوی باند هواپیما را میگیرند و وقتی که مشاهده میکنید دیگر هیچ راهی ندارید از هواپیما پیاده شده و به سمت یک تیربار میروید و جلوی راه هواپیما را باز میکنید در همین حین یکی از پشت به سر شما میزند و شما را بیهوش میکند.وقتی که شما چشم های خود را باز میکنید میبینید که دراگویچ و وزیر دفاع کوبا مشغول حرف زدن با یکدیگر هستند.بعد از آن دمو بازی آمده و شما به مرحله بعدی میروید.در این مرحله شما با رزنو آشنا میشوید.بعد از فرار از زندان رزنو از شما جدا میشود و به سمتی دیگر میرود.مرحله بعدی شروع میشود.شما در داخل یک بالگرد نشسته این و به سمت مغر رئیس جمهور در حال حرکت هستید.بعد از رسیدن به این مکان شما رئیس جمهور امریکا را مشاهده میکنید و او از شما درخواست میکند که دراگویچ را هرچه زودتر پیدا کرده و او را ازبین ببرید.بعد از آن میسون و وود با هم به مکانی میروند که در آن نیرو های دراگویچ مشغول ساخت موشک های هسته ای هستند بعد از آن وود به شما دوربینی میدهد تا جزئیات را دقیق تر مشاهده کنید شما میبینید که یکی از زیر دستان دراگویچ با چاقوی خود چشم یکی از کارکتر های اصلی بازی یعنی ویور را میکند.بعد از آن شما با دیگر یارانتان با فریب دادن نیرو های دراگویچ به مکانی که ویور در آنجاست میروید و او را نجات میدهید.در همین حین میبینید که دشمنان مشغول پرتاب یکی از موشک هایشان هستند.شما با کمک یارانتان نمیگزارید که این موشک پرتاب شود.بعد از گذشت این مراحل بالاخره شما به ویتنام میروید و بازی را در ویتنام و جنگ با سربازان ویتنامی ادامه میدهید.مراحل در ویتنام خیلی لذت بخش بودند و بسیار جذاب بودند.بعد از گذشت چند مرحله وود و شما و برومان توسط ویتنامی ها دستگیر میشوید و به مکانی برده میشوید.شخصی با یک میله آنقدر به کله برومان میزند تا او از پای در آمده و میمیرد.بعد از آن وود را به جلوی شما می آورند و یک اصلحه بر روی میزی که شما و وود نشسته اید میگزارند و حق انتخاب را به شما میدهند.وود به سر خود شلیک میکند اما با شانس نمیمیرد وقتی نوبت میسون میشود او به جای این که به خود شلیک کند به سربازی که کنار او ایستاده بود شلیک میکند و با وود از آن مکان فرار میکنند.آن ها سوار هلیکوپتری میشوند و از آن جا تا حدی دور میشوند و در یک مکان دیگر فرود میایند.پس از آن به مقر یکی از زیردستان دراگویچ میرسند و وود با او درگیر میشود که ناگهان او ضامن تمام نارنجک های خود را می کشد و وود به خاطر این که شما زنده بمانید خود و آن شخص را به داخل آب انداخته و هر دو میمیرند.بعد از آن مرحله شما و رزنو در داخل یک محوطه هستید و رزنو و میخواهید به مقر استاینر بروید و اورا بکشید.بعد از این که به استاینر میرسید رزنو اسلحه خود را به سمت او میگیرد چند نفر پشت شیشه ایستاده اند و سعی مکنند شیه را بشکنند.بعد از آن بازی به بیست دقیقه قبل برمیگردد و هادسن و ویور را نشان میدهد.پس از کشتن دشمنان آن ها به جلو میروند و به مقر استاینر میرسند.آن ها مشاهده میکنند که میسون میخواهد استاینر را بکشد و سعی میکنند شیشه را بشکنند ولی خیلی دیر میشود و میسون استاینر را میکشد.پس از آن دوباره شما به داخل آن مکان بر میگردید ناگهان هادسن در را باز کرده و همه چیز لو میرود.هادسن بر سر میسون داد میزند و میگوید که رزنو مرده است و بعد از آن دست میسون را باز میکند اما میسون هادسن را میزند و فرار میکند و به دنبال رزنو میرود.همینطور سرگردان در آن بیمارستان به دنبال رزنو میگشت که یهو هادسن با مشت او را میزند و پس از آن همه چیز را به او توضیح میدهد که رزنو سالها پیش مرده است.او توضیح میدهد که در این مدت دراگویچ و استاینر مغض او را شست شو داده اند.بعد از آن میسون به فکر انتقام میفتد و به مقر دراگویچ میرود.پس از رسیدن میسون به دراگویچ میسون او را در زیر آب خفه میکند و با هادسن از آن مکان دور میشوند و بازی در همین جا به پایان میرسد. این بخشی را که من نوشتم بخشی از داستان بازی بود گرافیک:گرافیک بازی بسیار قوی بود و شما وقتی که مشغول بازی بودید فکر میکردید که در واقعیت هستید.شخصیت ها ومحیط بسیار طبیعی ساخته شده بود.مخصوصا در طراحی محیط بازی خیلی بیشتر از mw2 کار شده بود.گرافیک بازی یکی از مسائلی بود که شما را بیشتر به واقعیت نزدیک میکرد و به حال و هوای بازی میبرد.گرافیک بازی را میتوان یکی از دلایل موفقیت بازی دانست اما در مراحلی بیشتر بازیکنان شاهد لگ هایی بودند که کمی از محبوبیت بازی را کم میکرد و این باگ ها حتی بعضی اوقات باعث میشد که شما تیر خورده و گیم آور شوید.از بخش گرفیک به این بازی نمره 9.5 رال میدهیم و اگر لگ در داخل بازی نبود میتوان نمره کامل را به بازی داد.در کل بخش گرافیک بازی خوب بود گیم پلی:گیم پلی در بازی اصلی ترین بخش موفقیت در بازی بود.بخش گیم پلی بازی بسیار قوی بود و جای تحسین داشت.سنگر گیری خوب سربازان,حمله سربازان دشمن به شما و وجود یک سری وسایل جالب در بازی بخش گیم پلی را قوی کرده بود.اضافه شدن یک نوع گاز به نام nova6 که باعث مرگ شما میشد و اضافه شدن اسلحه های بیشتر به بخش سینگل پلیر و مولتی پلیر بازی.شما در طول بازی مشاهده میکردید که وقتی شما به سربازان دشمن تیر اندازی میکردید و یا به طرف آن ها نارنجک پرتاب میکردید خیلی سریع سنگر گیری میکردند و جان خود را نجات میدادند.از این بخش بازی میتوان نمره 10 را درنظر گرفت.شما در طول بازی هیچ نوع باگی را نمیتوانستید مشاهده کنید حتی در بخش زامبی های بازی که خیلی بازی را جالب کرده بود.این ها را باید مدیون تری آنچ بود که بسیار زیبا ساخته شده بود. صداگذاری:در این بخش هم همانند بخش گیم پلی و گرافیک بسیار کار شده بود و از دیگر عوامل موفقیت این بازی بود.گویندگان شخصیت های بازی بسیار دقیق گویندگی کرده اند و بازی را به وجه آورده اند.به جز گویندگان آهنگسازان هم بسیار خوب در بازی کار کرده بودند و با صداگذاری دقیق و به جا و آهنگ های زیبا درطول بازی این شاهکار را موفق تر کرده بودند.مخصوصا آهنگ های زیبای بازی که بسیار زیبا ساخته شده بودند و نمی گذاشتند که بازیکن به خاطر این بخش از بازی خسته شود و بازی را نصفه کاره رها کند و برعکس کاری کردند که بازیکنان این بازی بع از اتمام دوباره انجام دهند و از آهنگ های بازی بسیار لذت میبردند. سخن پایانی:در کل بازی ندای وظیفه:عملیات سری بسیار زیبا تر از نسخه های قبلی اش ساخته شده بود و توانست موفقیت بیشتری را نسبت به نسخه های قبلی اش به دست آورد.من به کل بازی نمره 9.5 را میدهم و به اکتیوژن آفرین میگویم به خاطر این شاهکارش و همینطور شهکار های قبلی و شاهکار های بعدی اش که مطمئنا میتوانند جزو پرفروش ترین و موفق ترین بازی های سال باشند