1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تو

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏22/4/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    با توام ای که نگاهت
    منو با عشق آشنا کرد
    تو دلم حرم نفسهات
    فصل سرما رو فنا کرد
    تويي اونکه تو وجودت
    نيمی از خودم رو ديدم
    با حضور عاشقونت
    به خود خودم رسيدم
    با تو شادم باتو مستم
    دستتو بذار تو دستم
    بی تو جون ميدم به ظلمت
    با تو عشقو می پرستم
    گم شدم تو شب چشمات
    تو شدی فانوس راهم
    تو شدی ماه و ستاره
    تو شب سرد و سياهم
    با حضورت ميشه حس کرد
    يه نفس بوی بهارو
    ميشه از لبای تو چيد
    عطر باغ قصه هارو
    با تو شادم باتو مستم
    دستتو بذار تو دستم
    بی تو جون ميدم به ظلمت
    با تو عشقو می پرستم
    من مسافری غريبم
    توی جاده ی نگاهت
    که چشام مثله قدمهات
    تا ابد مونده به راهت
    باورم کن که فقط تو
    تويي معنای وجودم
    تو بيا تا غم دوريت
    نره توی تار و پودم
    با تو شادم باتو مستم
    دستتو بذار تو دستم
    بی تو جون ميدم به ظلمت
    با تو عشقو می پرستم​