1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گفتم

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏22/4/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    گفتم دوس[FONT=times new roman, times, serif][/FONT]تت دارم
    ولی تو رفتی و حالا لحظه ها
    بی تو آهسته و به سختی میگذرد
    زمان کندتر از همیشه میگذرد
    اما میگذرد نه مثل همیشه
    نه مثل وقتی تو بودی
    فقط میگذرد
    بدون هیچ حادثه ای
    بدون هیچ رویای
    چون دیگر رویای ندارم
    رویایی من تو بودی اما تو
    به دنبال رویای خودت رفتی
    گفتم تو رویای من هستی
    پس با من بمان تو
    سکوت کردی فقط سکوت
    از تو بخاطر تو گذشتم
    گذشتم تا تو به رویایت برسی
    و من رویای خود را در گوشه ای
    قلبم به حبس ابد محکوم کردم
    تو رویای من بودی
    و هستی اما رویایی دست نیافتنی
    آرزویی محال
    با خود گفتم در عشق یک نفر
    باید قربانی شود تصمیم گرفتم
    قربانی این ماجرا باشم
    چون تو را بیش
    از آن دوست می داشتم
    که قربانی شوی
    در این راه بی پایان
    روزها میگذرد
    و هر روز دلتنگتر از همیشه
    با یادت شب را به صبح
    و صبح را به شب می رسانم
    وجودت شادی بخش
    روح و جانم بود
    در فراق تو به دلمرده ای
    غمگین مبدل شدم
    ای آرامش جانم برگرد​