چرا هیشکی پیدا نمیشه که بهش اعتماد کرد چرا هیشکی پیدا نمیشه که بشه باهاش عشق رو تجربه کرد اینا آخرین جمله هایی بود که توی نامه ام می نوشتم آخرش هم نوشتم تقدیم به کسی که توی این همه مدت عاشقانه دوستش داشتم ولی هیچ وقت معنی نگاهام رو نفهمید دیگه تصمیم خودم رو گرفته بودم یه نگاه به طناب دار کردم و یه نگاه به دستام که داشت می لرزید همیشه تو بچگی ام فکر میکردم کسی که خودش رو میکشه آدم احمق وضعیفیه حالا خودم داشتم تبدیل میشدم به باورام اما فکر کردم که شاید بشه تو اون دنیا یه زندگی بدون استرس وابدی داشت ولی میدونستم بدون تو