1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

دوست داشتن از عشق برتر است .

شروع موضوع توسط MiTra ‏8/4/11 در انجمن اشعار

  1. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    [FONT=&quot]
    [/FONT]
    [FONT=&quot]این مقاله نوشته های دکتر شریعتی از فرق دوست داشتن با عشق است که از کتاب کویر این نویسنده عالیقدر می باشد .[/FONT]


    [FONT=&quot][​IMG]
    [/FONT]
    [FONT=&quot]
    [/FONT]
    [FONT=&quot]دوست داشتن از عشق برتر است .
    [/FONT]
    [FONT=&quot]
    [/FONT]
    [FONT=&quot]عشق [FONT=&quot]یک جوشش کور است و پیوندی از نابینائی . اما دوست داشتن پیوندی خود اگاه و از روی بصیرت روشن و زلال .[/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق [FONT=&quot]بیشتر از غریزه آب میخورد و هر چه غریزه سرزند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد .[/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] ، در هر رنگی و سطحی ، بازیابی محسوس ، در نهان یا اشکار ، رابطه دارد ، اما دوست داشتن د روح غرق است و گیج جذب زیبایی های محسوس را بگونه ای دیگر می بیند .[/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است اما دوست داشتن ارام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت .[/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] با دوری یا نزدیکی در نوسان است ، اگر دوروزی بطول انجامید ضعیف میشود ، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد . [/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]اما دوست داشتن با این حالات نا اشناست و دنیایش دنیای دیگر است .[/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] جوشش یک جانبه است ، به معشوق نمیاندیشد که کیست ؟یک خود جوشی ذاتی است و از این رو همیشه اشتباه میکند و در انتخاب بسختی میلغزد .[/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]اما دوست داشتن در روشنایی ریشه دارد و در زیر نور سبز میشود و رشد میکند و از این رواست که همواره پس از آشنایی پدید می اید . در حقیقت دو روح خطوط اشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر می خوانند و پس از اشنا شدن خودمانی میشود .[/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] جنون است و جنون چیزی جحز خرابی و پریشانی «فهمیدن» و «ـاندیشیدن» نیست .[/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]اما دوست داشتن در اوج معرجش از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن در اندیشیدن را نیز از زمین می کند و با خود به قله اشراق می برد .[/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] زیبایی های دلخواه را در معشوق می افریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در « دوست» می بیند و می یابد .[/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمصی ، بی انتها و مزلق [/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن [/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] بینایی را میگیرد و دوست داشتن می دهد [/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] خشن است و شدید و در عین حال ناپایدار و نامطمئن و دوست داشتن لطیف است و نرم و در عین حال پایدار و سرشار اطمینان [/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] همواره با اشک الوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر [/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]از عشق هر چی بنویسی سیرابتر می شوی و لی از دوست داشتن هر چه بیشتر تشنه تر [/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] نیرویی است در عاشق ، که او را به معشوق می کشاند ولی دوست داشتن جاذبه ای است در دوست ، که دوست را بهدوست می برد .[/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست [/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]در عشق رقیب منفور است و در دوست داشتن که « هوا دادارن کویش را چو جان خویشتن دارند » .[/FONT]
    [FONT=&quot]حسد شاخصه عشق است و همواره در اضطراب است که معشوق را دیگری از چنگش نرباید و دوست داشتن ایمان است وایمان یک روح مطلق است ، یک ابدیت بی مرز است از جنس این عالم نیست .[/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] تاوان ده مر گ است ولی دوست داشتن عشقی است که انسان ، دور از چشم طبیعت ، خود می افریند .[/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] مامور تن است و دوست داشتن پیغمبر روح [/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن [/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] غذا خوردن یک حریص گرسنه است و دوست داشتن « همزبانی در سرزمین بیگانه یافتن »است [/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] گاه جابجا میشود و گاه سرد می شود و گاه می سوزاند اما دوست داشتن از جای خویش از کنار دوست خویش ، بر نمیخیزد ، سرد نمیشود که داغ نیست نمیسوازند که سوزاننده نیست [/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] رو به جانب خود دارد وخودخواره است و حسود و معشوق را برای خوی می پرستد اما دوست داشتن رو به جانب دوست دارد و دوست خواه است و دوست پاو خود را برای دوست می خواد [/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] اگر پای معشوق در میان نباشد نیست [/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]اما دوست داشتن و دوست سومی وجود ندارد [/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] به سرعت کینه به دل میگیرد و به فکر انتقام است [/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]عشق[FONT=&quot] به همسر می گوید بعد ازمن گریبانت راچاک کن، اگر من مردم و در اتش سوزاندند تو مرا فراموش نکن تو هم در اتش من بسوز [/FONT][/FONT]
    [FONT=&quot]امادوست داشتن می گوید تو هنوز هستی باید زندگی کنی و دوست بدرای ، احساس کنی، بیندشی ، عشق بورزی و همهچیز را خاطره کنی [/FONT]
    [FONT=&quot]پس فرق عشق را با دوست داشتن می بینی که چقدر فاصله بینشان می باشد
    [/FONT]
    [FONT=&quot]
    [/FONT]
    [FONT=&quot]اری ، باشی و زندگی کنی ..... که دوست داشتن از عشق برتر است و من هر گز ، خود را تا سطح بلندترین قله عشقهای بلند ، پایین نخواهم اورد [/FONT]