1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

در مدح شاه شجاع

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏6/4/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    شد عرصه​ی زمین چو بساط ارم جوان​
    از پرتو سعادت شاه جهان ستان​
    خاقان شرق و غرب که در شرق و غرب، اوست​
    صاحب​قران خسرو و شاه خدایگان​
    خورشید ملک​پرور و سلطان دادگر​
    دارای دادگستر و کسرای کی​نشان​
    سلطان​نشان عرصه​ی اقلیم سلطنت​
    بالانشین مسند ایوان لامکان​
    اعظم جلال دولت و دین آنکه رفعتش​
    دارد همیشه توسن ایام زیر ران​
    دارای دهر شاه شجاع آفتاب ملک​
    خاقان کامگار و شهنشاه نوجوان​
    ماهی که شد به طلعتش افروخته زمین​
    شاهی که شد به همتش افراخته زمان​
    سیمرغ وهم را نبود قوت عروج​
    آنجا که باز همت او سازد آشیان​
    گر در خیال چرخ فتد عکس تیغ او​
    از یکدگر جدا شود اجزای توامان​
    حکمش روان چو باد در اطراف بر و بحر​
    مهرش نهان چو روح در اعضای انس و جان​
    ای صورت تو ملک جمال و جمال ملک​
    وی طلعت تو جان جهان و جهان جان​
    تخت تو رشک مسند جمشید و کیقباد​
    تاج تو غبن افسر دارا و اردوان​
    تو آفتاب ملکی و هر جا که می​روی​
    چون سایه از قفای تو دولت بود دوان​
    ارکان نپرورد چو تو گوهر به هیچ قرن​
    گردون نیاورد چو تو اختر به صد​
    قران بی​طلعت تو جان نگراید به کالبد​
    بی​نعمت تو مغز نبندد در استخوان​