1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

زندگینامه جلال‌الدین محمد بلخی(مولانا) +اشعار

شروع موضوع توسط Zarirr ‏21/11/10 در انجمن معرفی شخصیتها، زندگینامه و کتاب

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏12/12/15
    ارسال ها:
    3,508
    تشکر شده:
    28,306
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    زن
    .
    . گفتم ای دل، نروی؟
    خار شوی، زار شوی
    بر سرِ آن دار شوی
    بی بَر و بی بار شوی
    نکند دام نهد؟
    خام شوی، رام شوی؟
    نپَری جلد شوی،
    بی پر و بی بال شوی؟
    نکند جام دهد؟
    کام دهد، ازلب خود وام دهد؟
    در برت ساز زند، رقص کند،
    کافر و بی عار شوی؟
    نکند مست شوی؟
    فارغ از این هست شوی؟
    بعد آن کور شوی،
    کر شوی، شاعر و بیمار شوی؟
    نکُنَد دل نکَنی،
    دل بکَنَد،
    بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد؟
    برود در بر یار دگری،
    صبح که بیدار شوی؟؟! حضرت_مولانا
     
    Shahab، Roshana.، سماع شمس و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    در هوایت بی‌قرارم روز و شب
    سر ز پایت برندارم روز و شب

    روز و شب را همچو خود مجنون کنم
    روز و شب را کی گذارم روز و شب

    جان و دل از عاشقان می‌خواستند
    جان و دل را می‌سپارم روز و شب

    تا نیابم آن چه در مغز منست
    یک زمانی سر نخارم روز و شب

    تا که عشقت مطربی آغاز کرد
    گاه چنگم گاه تارم روز و شب

    می‌زنی تو زخمه و بر می‌رود
    تا به گردون زیر و زارم روز و شب

    ساقیی کردی بشر را چل صبوح
    زان خمیر اندر خمارم روز و شب

    ای مهار عاشقان در دست تو
    در میان این قطارم روز و شب

    می‌کشم مستانه بارت بی‌خبر
    همچو اشتر زیر بارم روز و شب

    تا بنگشایی به قندت روزه‌ام
    تا قیامت روزه دارم روز و شب

    چون ز خوان فضل روزه بشکنم
    عید باشد روزگارم روز و شب

    جان روز و جان شب ای جان تو
    انتظارم انتظارم روز و شب

    تا به سالی نیستم موقوف عید
    با مه تو عیدوارم روز و شب

    زان شبی که وعده کردی روز بعد
    روز و شب را می‌شمارم روز و شب

    بس که کشت مهر جانم تشنه است
    ز ابر دیده اشکبارم روز و شب
     
    Shahab، سماع شمس، Roshana. و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    دل در بر من زنده برای غم توست

    بیگانهٔ خلق و آشنای غم توست

    لطفی ست که می‌کند غمت با دل من

    ورنه دل تنگ من چه جای غم توست.


    "مولانا"
     
    Shahab، OnlineBoy، Roshana. و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    چو سلام تو شنیدم ز سلامتی بریدم

    صنما هزار آتش،

    تو در آن سلام داری.

    "مولانا"
     
    Shahab، OnlineBoy، Roshana. و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن

    این جا کسی است پنهان دامان من گرفته
    خود را سپس کشیده پیشان من گرفته

    این جا کسی است پنهان چون جان و خوشتر از جان
    باغی به من نموده ایوان من گرفته

    این جا کسی است پنهان همچون خیال در دل
    اما فروغ رویش ارکان من گرفته

    این جا کسی است پنهان مانند قند در نی
    شیرین شکرفروشی دکان من گرفته

    جادو و چشم بندی چشم کسش نبیند
    سوداگری است موزون میزان من گرفته

    چون گلشکر من و او در همدگر سرشته
    من خوی او گرفته او آن من گرفته

    در چشم من نیاید خوبان جمله عالم
    بنگر خیال خوبش مژگان من گرفته

    من خسته گرد عالم درمان ز کس ندیدم
    تا درد عشق دیدم درمان من گرفته

    تو نیز دل کبابی درمان ز درد یابی
    گر گرد درد گردی فرمان من گرفته

    در بحر ناامیدی از خود طمع بریدی
    زین بحر سر برآری مرجان من گرفته

    بشکن طلسم صورت بگشای چشم سیرت
    تا شرق و غرب بینی سلطان من گرفته

    ساقی غیب بینی پیدا سلام کرده
    پیمانه جام کرده پیمان من گرفته

    من دامنش کشیده کای نوح روح دیده
    از گریه عالمی بین طوفان من گرفته

    تو تاج ما وآنگه سرهای ما شکسته
    تو یار غار وآنگه یاران من گرفته

    گوید ز گریه بگذر زان سوی گریه بنگر
    عشاق روح گشته ریحان من گرفته

    یاران دل شکسته بر صدر دل نشسته
    مستان و می‌پرستان میدان من گرفته

    همچو سگان تازی می‌کن شکار خامش
    نی چون سگان عوعو کهدان من گرفته

    تبریز شمس دین را بر چرخ جان ببینی
    اشراق نور رویش کیهان من گرفته

     
    Shahab، OnlineBoy، n@der و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    گر مرد نام و ننگی از کوی ما گذر کن
    ما ننگ خاص و عامیم از ننگ ما حذر کن

    سر گشتگان عشقیم نه دل نه دین نه دنیا
    از ننگ و بد برون آ آنگه بما نظر کن


    بیرون ز کفر و دینیم برتر ز صلح و کینیم
    نه در فراق و وصلیم رو نام ما دگر کن

    ما رحمت و امانیم ما جان جان جانیم
    بیرون زهر گمانیم با ما ز خود سفر کن

    در عشق باده نوشیم مانند باده جوشیم
    بیهوش و هم بهوشیم بی سر چو پا تو سر کن

    دانی که ما چه جانیم کز جان و دل گرانیم
    با ما میا درین ره اینجا ز سر سفر کن
     
    AmiR.TNT، Shahab، OnlineBoy و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏6/5/15
    ارسال ها:
    1,086
    تشکر شده:
    10,027
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    دوش عشق شمس دین می باختیم
    سوی رفعت روح می افراختیم

    در فراق روی آن معشوق جان
    ماحضر با عشق او می ساختیم

    در نثار عشق جان افزای او
    قالب از جان هر زمان پرداختیم

    مولانا
     
    AmiR.TNT، Shahab، OnlineBoy و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏20/5/15
    ارسال ها:
    4,403
    تشکر شده:
    20,494
    امتیاز دستاورد:
    215
    جنسیت:
    مرد
    یا ولی نعمتی و سلطانی

    سابق‌الحسن ما له ثانی

    انت بحر تحیط بالدنیا

    مدمن جوهر و مرجان

    کان بنیان عبد کم خربا

    رمنی هو و شید ارکانی

    کیف هذاالجفا و انت وفا؟

    کیف اردیتنی بنسیان

    حیة البین کلما هاجت

    لسعت مثل لسع ثعبان

    ظل خدی مزعفرا کدرا

    سال دمعی کمایع آن

    ارع قلبا هواک ساکنه

    لیس لی غیر عطفکم بانی

    شمتت فی‌الشجون اعدائی

    کم تباکؤا علی اخوانی

    یا محیطا بروحه‌الدنیا

    انت بالروح حاضر دانی
     
    AmiR.TNT، Shahab، OnlineBoy و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏6/1/17
    ارسال ها:
    408
    تشکر شده:
    1,999
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    برخیز و صبوح را بیارا
    پرلخلخه کن کنار ما را

    پیش آر شراب رنگ آمیز
    ای ساقی خوب خوب سیما

    از من پرسید کو چه ساقیست
    قندست و هزار رطل حلوا

    آن ساغر پرعقار برریز
    بر وسوسه محال پیما

    آن می که چو صعوه زو بنوشد
    آهنگ کند به صید عنقا

    زان پیش که دررسد گرانی
    برجه سبک و میان ما آ

    می‌گرد و چو ماه نور می‌ده
    حمرا می ده بدان حمیرا

    ما را همه مست و کف زنان کن
    وان گاه نظاره کن تماشا

    در گردش و شیوه‌های مستان
    در عربده‌های در علالا

    در گردن این فکنده آن دست
    کان شاه من و حبیب و مولا

    او نیز ببرده روی چون گل
    می‌بوسد یار را کف پا

    این کیسه گشاده از سخاوت
    که خرج کنید بی‌محابا

    دستار و قبا فکنده آن نیز
    کاین را به گرو نهید فردا

    صد مادر و صد پدر ندارد
    آن مهر که می‌بجوشد آن جا

    این می آمد اصول خویشی
    کز سکر چنین شدند اعدا

    آن عربده در شراب دنیاست
    در بزم خدا نباشد آن‌ها

    نی شورش و نی قیست و نی جنگ
    ساقیست و شراب مجلس آرا

    خاموش که ز سکر نفس کافر
    می‌گوید لا اله الا
     
    AmiR.TNT، Shahab، OnlineBoy و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    عالم اگر بَرهم رَوَد
    عشق تو را بادا بقا...​

    "مولانا"​
     
    AmiR.TNT، Shahab، OnlineBoy و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.