1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

..::.. سخنان بزرگان ..::..

شروع موضوع توسط Mohammad ‏4/12/10 در انجمن شعر و ادب

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏1/12/10
    ارسال ها:
    4,513
    تشکر شده:
    1,321
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    سرکار گذاشتن مردم
    رمز کلید پیروزی ها اراده است.
    [COLOR=#ff0066]روبرتسون[/COLOR]
     
  2. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏1/12/10
    ارسال ها:
    4,513
    تشکر شده:
    1,321
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    سرکار گذاشتن مردم
    [SIZE=3][COLOR=#ff0066]طبیعت یگانه کتابی است که کلید صفحاتش پر معنا است.[/COLOR][/SIZE]
    [I][SIZE=3][COLOR=#ff0066]گوته[/COLOR][/SIZE][/I]
     
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏1/12/10
    ارسال ها:
    4,513
    تشکر شده:
    1,321
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    سرکار گذاشتن مردم
    [COLOR=#313131][B][I][SIZE=3][COLOR=#ff0066]عشق یعنی احضار موهبت های جاودان زندگی.[/COLOR][/SIZE][/I][/B][/COLOR]
    [COLOR=#313131][COLOR=#313131][B][I][SIZE=3][COLOR=#ff0066]کاترین پاندر[/COLOR][/SIZE][/I][/B][/COLOR][/COLOR]
     
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏1/12/10
    ارسال ها:
    4,513
    تشکر شده:
    1,321
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    سرکار گذاشتن مردم
    [COLOR=#313131][COLOR=#313131][B][I][SIZE=3][COLOR=#ff0066]اندیشه من در من عشق به آرامش و خواهش نا وابسته بودن را جای می دهد.[/COLOR][/SIZE][/I][/B][/COLOR][/COLOR]
    [COLOR=#313131][COLOR=#313131][COLOR=#313131][B][I][SIZE=3][COLOR=#ff0066]خلیل جبران[/COLOR][/SIZE][/I][/B][/COLOR][/COLOR][/COLOR]
     
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    2,489
    تشکر شده:
    1,040
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    دانش اموز
    عاشقش بودم عاشقم نبود

    وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود

    حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن:




    یکی بود یکی نبود




    یکی بود یکی نبود . این داستان زندگی ماست . همیشه همین بوده . یکی بود یکی نبود . در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن . با هم ساختن . برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد.

    هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود ، که یکی بود ، دیگری هم بود . همه با هم بودند . و ما اسیر این قصه کهن ، برای بودن یکی ، یکی را نیست می کنیم .

    از دارایی ، از آبرو ، از هستی . انگار که بودنمان وابسته نبودن دیگریست . هیچ کس نمیداند ، جز ما . هیچ کس نمی فهمد جز ما . و آن کس که نمی داند و نمی فهمد ، ارزشی ندارد ، حتی برای زیستن .

    و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم .

    هنر نبودن دیگری







    بمان تا کاری کنی، نه کاری کنیم تا بمانیم (دکتر علی شریعتی)
     
  6. Founder

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    13,002
    تشکر شده:
    13,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    سخت ترین کار دنیا محکوم کردن یک احمق است...........چرچیل
     
  7. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    وصیت نامه داریوش کبیر


    اینک که من از دنیا می روم،بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشور پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند ،جانشین من خشایار شا باید مثل من در حفظ این کشور این است که درامورداخلی آنها مداخله نکندو مذهب و شعائر آنان محترم شمرد.
    اکنون که من از این دنیا میروم تو دوازده کرور دریک زر درخزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد ، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این خزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی،من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن،زیراقاعده این زردر خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند،اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه برگردان.
    مادرت آتوسا (دختر کوروش کبیر )بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
    ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله د رنقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست درمصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آیدو غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوغه دو یا سه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید به دست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بو جاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود.
    هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار وبرای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست،چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.
    کانالی که من میخواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم (کانال سوئز )به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگلی خیلی اهمیت دارد،تو باید آن کانل را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که ا زآن عبور کنند .
    اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ،نظم و امنیت برقرار کند ،ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی ،با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبه کند.
    توصیه دیگر من این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده،چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای اینکه عمال دیوان برمردم مسلط نشوند،قانون مالیات را وضع کردمکه تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت.
    افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دارد و با آنها بد رفتاری نکن ،اگر با آنهابد رفتاری نمایی آنهانخواهند توانست مقابله به مثل کنند،اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو بهقیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند.
    امر آموزش را که من ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود وهر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد.
    همواره حامی کیش یزدان پرستی باش،اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا هر کیشی که میل دارد پیروی کند.
    بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم،بدن مرا بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار،اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت میکردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد،خاه پادشاه بیست و پنج کشور باش،خواه یک خار کن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند ،اگر تو هر زمان که فرصت به دست می آوریوارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی،غرور و خود خواهی بر تو غلبه نخواهد کرد،اماوقتی مرگ خود را نزدیک دیدی،بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.
    زنهار ،زنهار،هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو،اگر از کسی هم ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آنادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند،زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد .
    هرگز از آباد کردن دست بر ندار زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت،زیرا قائده این است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود در آباد کردن،حفر قنات،احداث جاده و شهر سازی رادر درجه اول قرار بده.
    عفو و دوستی را فراموش نکن و بدان بعد از برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت،ولی عفو باید موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نمودای.
    پیش از این چیزی نمی گویم،این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید ومرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است.
     
  8. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113

    سارتو : انسان همان جايى است كه تصميم مى گيرد باشد

    شان فور : اغلب مردم نیمی از عمر را صرف بدبخت نمودن نیم دیگر می نمایند


    بزرگمهر : برای آدمی دشمن دانا از دوست نادان بهتر است

    یک دهقان آفریقایی : هیئت های مسیحی وقتیکه به سرزمین ما آمدند دارای آیین مقدس بودند و ما صاحب زمین بودیم ، اکنون آنها مالک زمین هستند و ما دارای آیین مقدس

    نادر شاه افشار : میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند

    تاگور : زندگی حتی با عشق گم شده نیز شیرین تر از زندگی بی عشق است
    ارد بزرگ : آسودگی آدمی ، به گنج و دینار نیست که به خرد است و روشن بینی
    جبران خلیل جبران : بسياری از دين ها به شيشه پنجره می مانند.راستی را از پس آنها می بينيم، اما خود، ما را از راستی جدا می كنند

    پلورک :هرگز نباید چیزی را که نمی توانید بهتر از آن را جایگزینش سازید از بین ببرید


    فوربس : كسي به حساب مي آيد كه ديگران را به حساب بياورد

    فن لوبرتيس : وقتي با انگشت به كسي اشاره مي كنيم ، به ياد داشته باشيم كه سه انگشت ديگر به طرف خودمان بر گشته اند

    فرانسوا کوپه : گریه در روزهای مصیبت ، چون باران در صحرای سوزان سبب ادامه زندگی می گردد

    نادر شاه افشار : سکوت شمشیری بوده است که من همیشه از آن بهره جسته ام

    جک لندن: هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری، آرزوی دیگران است؟

    ارد بزرگ : اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو


    جبران خلیل جبران : چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری

    سروانتس : زن مانند شیشۀ ظریف و شکستنی است . هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید . زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند

    کالون : شمشیر می تواند روح را از بدن جدا سازد ، ولی هرگز نمی تواند عقیده ای را از مغز کسی بیرون کند

    آبراهام لينكلن : من نمی دانم پدربزرگم که بود ، اما به این نکته بیشتر اهمیت می دهم که بدانم نوادۀ او چه کسی خواهد شد

    آندره ژید: هرگز برای خوشبختی امروز و فردا نکن

    اُرد بزرگ : بدان همواره آنکه برای رسیدن به تو از همه چیزش می گذرد روزی تنهایت خواهد گذاشت، این هنجار دردناک زندگی است

    تولستوي : ميان آدميان چيزي نيست جز ديوار هايي كه خود ساخته اند

    واشنگتن ایروینگ : زبان یگانه آلت تیزی است که با استعمال زیاد تیزتر می گردد

    والتر لیمپن: هنگامی که همه مانند یکدیگر می اندیشند، در واقع کسی نمی اندیشد

    تاگور : آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند

    ویکتور کوزن : آزادی حقیقی آن نیست که هرچه میل داریم انجام بدهیم ، بلکه آن است که آنچه را که حق داریم بکنیم

    آبراهام لينكلن : کشتن گنجشکها کرکس ها را ادب نمی کند


    شاتو بریان : وقتی انسان آنقدر ثروتمند شد که بتواند هر چه دلش می خواهد بخرد ، می بیند معده اش بیمار است و همه چیز را هضم نمی کند

    ارد بزرگ : برای پرش های بلند ، گاهی نیاز است چند گامی پس رویم



    گاليله: قدرزمان حال را بدانيد كه گذشته بر نمي گردد و آينده شايد نيايد

    سعدی : در میان دو کس دشمنی میفکن ، که ایشان چون صلح کنند تو در میانه شرمسار باشی

    اپیکتتوس : هرگز دربارۀ چیزی نگو آن را از دست داده ام ، بلکه فقط بگو آن را پس داده ام

    آبراهام لينكلن : مصمم شويد كه كارى بايد صورت گيرد، سپس راه انجام آن را خواهيد يافت

    پوشه : به انسان تندرستی و ثروت بدهید ، او هر دو را در جستحوی سعادت از دست خواهد داد

    شوپنهاور : ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم


    اُرد بزرگ : مرد دلیر بهنگام ستیز و نبرد ، همراهانش را نمی شمارد

    شوپنهاور : اگر با خونسردی گناهان کوچک را مرتکب شدیم ، روزی می رسد که بدترین گناهان را هم بدون خجالت و پشیمانی مرتکب می شوبم

    پاتریک هانری : آیا زندگی آنقدر عزیز ، و صلح آنقدر شیرین است که به بهای زنجیر و اسارت خریداری شود ؟

    پول شرر : یگانه راه برای افزودن خوشبختی بر روی زمین آن است که تقسیمش کنیم

    ویل دورانت : بخش عمده ی تاریخ حدس است و بقیه تعصب

    ارد بزرگ : آن که زیبایی خرد را ندید ، گرفتار زیبایی آدمیان شد ، و بدین گونه از هر چه داشت ، تهی گشت

    پتیاگور : برای تلفظ کوتاهترین کلمه "بله" یا "نه" خیلی بیشتر از یک نطق باید فکر کرد

    آلبرت انیشتین : در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد

    آلبرت انیشتین : تنها دوراه برای زیستن در زندگی خود داری ،اول اینکه هیچ معجزه ای را باور نکنی، ودیگر اینکه همه چیز را معجزه بدانی

    پل رینو : انسان وقتی که بلند حرف بزند صدایش را می شنوند ، اما وقتی که یواش حرف بزند به گفته اش گوش می دهند


    آلبرت انیشتین : عشق مانند ساعت شنی همان طور که قلب را پر می کند مغز را خالی می کند

    فردریش نیچه :ايرانيان راستگوترين و راست تيرانداز ترين قوم تاريخ اند

    پنتاگوراس : در میان آتش و زنها افتادن هر دو یکی است

    تورو : تا کنون رفیقی پیدا نکرده ام که به اندازۀ تنهایی قابل رفاقت باشد

    فردوسی خردمند : بی خردی است، که بگویم کسی بدی را بی بهانه (دلیل )انجام می دهد

    غررالحکم و دررالکلم : دانش انسان را از بلاها حفظ می کند

    فرانسيس بيكن : بدگمانی میان افکار انسان مانند خفاش در میان پرندگان است که همیشه در سپیده‌دم یا هنگام غروب که نور و ظلمت بهم آمیخته است بال‌فشانی می‌کند

    فوللر : آدمی که پول ندارد مانند کمانی است که تیر ندارد


    کارایل : تجربه به معلم سختگیری است . او اول امتحان میکند و بعد درس می دهد

    كارلايل : عظمت مردان بزرگ از طرز برخوردشان با مردات خرد آشكار مي شود

    قابوسنامه : اگر تو را دشمنی باشد دلتنگ مشو که هر که را دشمنی نباشد بی قدر و بها باشد

    کیتز : تعلیم به احمق ها همانقدر بی ثمر است که بخواهیم با صابون ذغال را سفید کنیم

    اُرد بزرگ : زیباترین خوی زن ، پاکدامنی اوست


    اُرد بزرگ : زیبارویی که می داند ، زیبای ماندنی نیست ، پرستیدنی است

    اُرد بزرگ : دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست ، بلکه نشان نابودی زمان ، به گونه ای گسترده است

    فتحی الرمکی : ما هنوز در زمان ماقبل تاریخ هستیم . زیرا تاریخ بشریت آن روز آغاز می شود که بشر از همۀ رنجها و گرفتاریها نجات یابد
    ویلیام جیمز : مغز ما یک دینام هزار ولتی است که متاسفانه اکثرمان بیش از یک چراغ موشی از آن استفاده نمی کنیم
     
  9. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏10/12/10
    ارسال ها:
    2,142
    تشکر شده:
    992
    امتیاز دستاورد:
    0


    بالا نمیرویم لااقل سیبی باشیم که در افتادن اندیشه ای را بالا می برد!!!!!!!!!!!! (گاندی)
     
  10. Founder

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    13,002
    تشکر شده:
    13,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    عشق یگانه منبع نیرو و قدرت شماست . باربارا دی آنجلیس