فصل اظهار نامه رسیده کلی مالیات باید بدم تنها مالیاتیه که با کمال میل پرداخت میکنم صفحه اظهارنامه عشقم به توست خداکنه سال دیگه ۲ برابر بشه ! . . . به خدا خسته از آن زخم زبانت شده ام / بی خیال تو و ابروی کمانت شده ام اشکم از دیده فرو ریخت و رسوایم کرد / حرف آخر ، تو کجایی ؟ نگرانت شده ام ! . . . دلم میخواد دوشنبه ها با هم بریم به تجریش / به کفترا بدیم دون به گربه ها بگیم پیش دلم میخواد بدونی که سانتافه ندارم / ولی به جای ماشین دل زیر پات میذارم دلم میخواد ولنتاین ، مرکز خرید تندیس / بهت بدم یه کادو ، تو هم بدی بهم کیس ! . . . پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من / شاید صدای پر پرت از خواب بیدارش کند . .. . . . قسمت این بود که من با تو معاصر باشم / تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی / من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم . . . . . . عادت ماست که بی باده و می مــست شویم / فارغ از میکده و هرچه در آن هست شویم عادت ماست که با اهل وفا یار شویم / رشته زلف بگیریم و وفادار شویم . . . . . . شبی با دوست به سر بردن دو صد دنیا بها دارد خوشا آن کس که در دنیا رفیقی با وفا دارد . . . . . . سلام bمیرم bرات bشم fدات ghربون nگات fدای chشات aزیزم nمیری aز yاد ! . . . هر شب که انتظارت را می برم به روز / شرمنده ام که بی تو نفس میکشم هنوز . . . . . . ای خداوند یکی یار جفا کارش ده دلبر عشوه گر سرکش خونخوارش ده ! چند روزی ز پی تجربه بیمارش کن با طبیبان دغا پیشه سر و کارش ده ! تا بداند که شب ما به چه سان میگذرد درد عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده . . . ثانیه ها می گذرند ، چشم به ساعت دوختم تو در یک قدمی من از من فرسنگ ها دوری ، کاش می توانستم گامی بردارم . . . . . . من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم / عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند . . . . . . هیچ ذوقی به این نیست که از غایت شوق / چشم من گریه و لبهای تو ، در خنده شوند . . . همیشه هرجا که رفتم آخر جاده تو بودی / اون که با دلخستگی هایش دل به من داده تو بودی . . . . . . باید به عشق نیک اندیشه کنیم / شیرین و فرهاد بشیم عاشقی پیشه کنیم . . . . . . بی من اگر آرامی ، من نمی خواهم که کنارم باشی با شکست قلبم تو اگر پیروزی ، آرزوی دل من نیز کامیابی توست من تنها به تو می اندیشم که مبادا خاری به دلت ریش آرد . . . . . . یاد ما خواه بکن خواه نکن ، لیکن ای دوست تو در کنج دلم جا داری . . . . . . پرسید کدام راه نزدیک تر است ؟ گفتم به کجا ؟ گفت به خلوتگه دوست گفتم مگر تو فاصله ای میبینی بین آنکس که دل ما همه منزلگه اوست . . . . . . از خدا خواهم شبانگه دامن گل را بگیرم / تو برای من بمانی من برای تو بمیرم . . . . . . دل را به یادت حواله میکنم ، شاید روزی لبخندت را قسمتم کردی . .