در این دنیای عاشقی هرکس به کسی نازد من هم به تو نازم جانی که خلاص از شب هجران توکردم درروز وصال تو به قربان تو کردم خون بود شرابی که به دوران توخوردم غم بود نشاطی که به دوران تو کردم .....غریباغم مخورماهم غریبیم..... سفر کردم که از یادم بری دیدم نمیشه آخه عشق یه عاشق باندیدن کم نمیشه غم دورازتوموندن یه بی بال وپرم کرد نرفت از یادم عشق سفرعاشق ترم کرد هر روزپیش خود می گفتم من بمیرم تا نمیری خوشم با خاطراتم اینو از من نگیری