1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گرز رستم گرو است

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏27/3/11 در انجمن سایر رشته ها

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    عبارت مثلی بالا از نظر معنی و مفهوم واقعی ناظر بر عظمت شهر تهران است که از عصر قاجاریه و پایتخت شدن آن که رو به گسترش و بزرگ شدن گذاشت به کار می­رفت ولی از نظر مجازی و استعاره­ای هنگامی مورد استعمال و استناد قرار می­گیرد که مشکلات بزرگی در امر زندگی یا سایر امور مهم رخ دهد و بخواهند عظمت آن مشکل را بنمایند،​
    در آن صورت می­گویند :
    گرز رستم در اینجا گرو است،
    یعنی : این مشکل علی رغم گفته­ی شاعر« مشکلی نیست که آسان نشود » ، سنگلاخ ناهمواری است که برای تسطیع و هموار کردن آن « گاو نر می­خواهد و مرد کهن »
    چنان­چه آن امر مهم در شهر تهران رخ داده و دفع و رفع آن خالی از اشکال نباشد اصطلاحا می­گویند :
    « اینجا تهران است، گرز رستم در اینجا گرو است »
    اطلاع و آگاهی از ریشه­ی تاریخی و علت تسمیه این عبارت و اصطلاح مستلزم آن است که شهر تهران را بهتر بشناسیم تا بدان وسیله گرز رستم به دست آید .
    قصبه تهران در شمال شهرقدیمی و تاریخی ری در میان انبوهی از جنگل که تا قله­ی توچال را در برگرفته بود قرار داشت و جنگل مزبور به علت وفور حیوانات وحشی و شکاری به ویژه قرقاول و آهوی جنگلی به نام شوکا بهترین شکارگاه ساکنان ری قدیم بوده است که متاسفانه بر اثر عدم توجه و قطع بی امان درختان حتی یک اصله درخت جنگلی در کوههای شمیرانات دیده نمی­شود و همه از بیخ و بن کنده شده به کلی محو و نابود گردیده است.
    شهر تهران از زمان شاه طهماسب اول رونق و آبادی یافت زیرا چون جد اعلای صفویه سید حمزه در جوار حضرت عبدالعظیم مدفون است شاه طهماسب گاهگاه که به زیارت آن دو مرقد شریف می­رفت حین عبور و مرور در حوالی تهران به شکار می­پرداخت و رفته رفته به عمران و آبادی آن رغبت کرده در سال 961 هجری به فرمان او بارویی دورآن بنا کردند که شش هزار گام دورآن بود و به عدد سوره­های مبارکه قرآن 114 برج برای بارو قرار دادند و در هربرجی یک سوره از قرآن مجید را دفن کردند. چهار دروازه برای شهر ساختند که در عصر قاجاریه به دروازه تبدیل یافت .
    این نکته هم ناگفته نماند که چون خاک دور بارو کفایت ساختن قلعه و بروج را نکرد از دو چال خاک برداشتند (چال میدان و چال حصار) که از همان وقت این دو محل به این دو اسم موسوم شد .
    تهران چند بازار دارد که از همه معروف­تر و قدیمی­تر بازار و سرای امیر از بناهای میرزا تقی خان امیرکبیر است. از چهارسوهای معروف تهران هم چهارسو کوچک است که به گفته­ی شادروان عبدالله مستوفی :
    « ... در زیر طاق چهار سو بزرگ تهران شکل یک گرز که خیلی بزرگ و اغراق آمیز است از گچ ساخته شده و روی آن نوشته­اند گرز رستم. این اصطلاح قدیمی عوامانه شاید از این راه مصطلح شده باشد که طبقه عوام هروقت می­خواستند از اشکال زندگی و عظمت تهران و اشخاص آن و حق حسابی که به عقیده آن­ها در آن رایج بود چیزی بگویند جمله­ی :
    « اینجا را تهرانش می­گویند ، گرز رستم در اینجا گرو است » را به کار می­بستند . شاید افسانه­ای هم برای گرو بودن گرز رستم در تهران باشد که من نشنیده باشم ...»​