دل بی بهار روی تو خرم نمی شود بی گل بساط عید فراهم نمی شود گاهی نظر به بندهی بی ریخت کن عزیز چیزی ز خوشگلی شما کم نمی شود گفتی که حسن من بشود شهره در جهان اما بدان که بنده نباشم نمی شود آوازه ی دماغ تو بی شعرهای من مشهور نزد آدم و عالم نمی شود داری غم دماغ خود و صدهزار شکر در زیر بار آن کمرت خم نمی شود! گفتند عاشقی مس جان را طلا کند والله جان ما حلبی هم نمی شود! گرچه شبیه سازی ما توپ گشته است نسکافه از عصاره ی شلغم نمی شود آدم عجیب نیست که عاشق شود ولی عاشق دریغ و درد که آدم نمی شود!