1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تعدادي از نامه‌هاي بچه‌ها به خدا !!!

شروع موضوع توسط arghavan ‏15/3/11 در انجمن دیدنی و شنیدنی

  1. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    337
    تشکر شده:
    60
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    تدریس
    :gol3:تعدادي از نامه‌هاي بچه‌ها به خدا !!!


    [​IMG]

    ​
    اگر تو بری تعطيلات، چه کسی کارهايت را انجام می‌دهد؟
    تعدادي از نامه‌هاي بچه‌ها به خدا


    خدای عزيز! شايد هابيل و قابيل اگر هر کدام يک اتاق جداگانه داشتند همديگر را نمی‌کشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده.
    لاری


    خدای عزيز! اگر يکشنبه، مرا توی کليسا تماشا کنی، کفش‌های جديدم رو بهت نشون ميدم.
    ميگی


    خدای عزيز! شرط می‌بندم خيلی برايت سخت است که همه آدم‌های روی زمين رو دوست داشته باشی. فقط چهار نفر عضو خانواده من هستند ولی من هرگز نمی‌توانم همچين کاری کنم.
    نان


    خدای عزيز! در مدرسه به ما گفته‌اند که تو چکار می‌کنی، اگر تو بری تعطيلات، چه کسی کارهايت را انجام می‌دهد؟
    جين


    خدای عزيز! آيا تو واقعاً نامرئی هستی يا اين فقط يک کلک است؟
    لوسی


    خدای عزيز! آيا تو واقعاً می‌خواستی زرافه اينطوری باشه يا اينکه اين يک اتفاق بود؟
    نورمن


    خدای عزيز! چه کسی دور کشورها خط می‌کشد؟
    جان


    خدای عزيز! آيا تو واقعاً منظورت اين بوده که « نسبت به ديگران همانطور رفتار کن که آنها نسبت به تو رفتار می‌کنند؟ » اگر اين طور باشد، من بايد حساب برادرم را برسم.
    دارلا


    خدای عزيز! بخاطر برادر کوچولويم از تو متشکرم، اما چيزی که من به خاطرش دعا کرده بودم، يک توله سگ بود !!!!
    جويس


    خدای عزيز! لطفاً برام يه اسب کوچولو بفرست. من فبلاً هيچ چيز او تو نخواسته بودم. می‌توانی درباره‌اش پرس و جو کنی.
    بروس


    خدای عزيز! فکر می‌کنم منگنه يکی از بهترين اختراعاتت باشد.
    روث


    خدای عزيز! من دوست دارم شبيه آن مردی که در انجيل بود، 900 سال زندگی کنم.
    با عشق کريس


    خدای عزيز! ما خوانده‌ايم که توماس اديسون نور را اختراع کرد. اما توی کلاس‌های دينی يکشنبه‌ها به ما گفتند تو اين کار رو کردی. بنابراين شرط می‌بندم او فکر تو را دزديده.
    با احترام دونا


    خدای عزيز! لازم نيست نگران من باشی. من هميشه دو طرف خيابان را نگاه می‌کنم.
    دين


    خدای عزيز! هيچ فکر نمی‌کردم نارنجی و بنفش به هم بيان. تا وقتی که غروب خورشيدی رو که روز سه‌شنبه ساخته بودی، ديدم. اون واقعاً معرکه بود.
    اجين
    ​