گوش هایم تازگی سنگین شده من نمی دانم چراهمچین شده؟! آن یک از پهلو فشارم می دهد این یک از هر سو فشارم می دهد! هم ز چپ خیری ندیدم، هم ز راست درد من افزون شده! درمان کجاست؟! (این چپ و این راست، مقصد گوش بود گر چه قدری هم سیاست توش بود!) سابقن این گوش این طوری نبود دردها یک باره و فوری نبود حرف حق را می شنیدم غالبن گوش می دادم به حرف مرد و زن (گر چه رندی گفت در عصر جدید، حرف زن را می شود بهتر شنید!) در زمان کودکی گوش حقیر بود سوراخش ز تنگی بی نظیر هم درونش پاک و هم بیرون تمیز در میان سایر اعضاء عزیز! بین نسل سابق و نسل جدید این چنین گوشی کسی هرگز ندید! نم نمک انگشت کردم داخلش تا زدم بر پرده مهر باطلش چوب کبریت و سوئیچ و شا کلید بارها در عمق آن شد ناپدید باز هم از خانه ی مادر زنم می شنیدم پچ پچ خواهر زنم! (وایِ از این گوش ها ،آن گوش ها قصه ی سوراخ تنگ و موش ها !) حدّ سوراخش که بی اندازه شد این یکی در ،دیگری دروازه شد (از در و دروازه گفتم،حال کن سوژه ی طنز مرا دنبال کن!) هر کسی پست ریاست را گرفت بعد از آن که پشت میزش جا گرفت ، می برد از یاد قول خویش را پس بیندازد قرار پیش را می چپاند پنبه هی در گوش خود می رود دنبال عیش و نوش خود!