1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مثنوی گوشیه! از زبان یک مدیر

شروع موضوع توسط 3mane shab@ ‏13/3/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏9/1/11
    ارسال ها:
    2,201
    تشکر شده:
    1,805
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    گوش هایم تازگی سنگین شده

    من نمی دانم چراهمچین شده؟!​


    آن یک از پهلو فشارم می دهد

    این یک از هر سو فشارم می دهد!​


    هم ز چپ خیری ندیدم، هم ز راست

    درد من افزون شده! درمان کجاست؟!​


    (این چپ و این راست، مقصد گوش بود

    گر چه قدری هم سیاست توش بود!)​


    سابقن این گوش این طوری نبود

    دردها یک باره و فوری نبود​


    حرف حق را می شنیدم غالبن

    گوش می دادم به حرف مرد و زن​


    (گر چه رندی گفت در عصر جدید،

    حرف زن را می شود بهتر شنید!)​


    در زمان کودکی گوش حقیر

    بود سوراخش ز تنگی بی نظیر​


    هم درونش پاک و هم بیرون تمیز

    در میان سایر اعضاء عزیز!​


    بین نسل سابق و نسل جدید

    این چنین گوشی کسی هرگز ندید!​


    نم نمک انگشت کردم داخلش

    تا زدم بر پرده مهر باطلش​


    چوب کبریت و سو‌ئیچ و شا کلید

    بارها در عمق آن شد ناپدید​


    باز هم از خانه ی مادر زنم

    می شنیدم پچ پچ خواهر زنم!​


    (وایِ از این گوش ها ،آن گوش ها

    قصه ی سوراخ تنگ و موش ها !)​

    ​
    حدّ سوراخش که بی اندازه شد

    این یکی در ،دیگری دروازه شد​


    (از در و دروازه گفتم،حال کن

    سوژه ی طنز مرا دنبال کن!)​
    ​

    هر کسی پست ریاست را گرفت

    بعد از آن که پشت میزش جا گرفت ،​


    می برد از یاد قول خویش را

    پس بیندازد قرار پیش را​


    می چپاند پنبه هی در گوش خود

    می رود دنبال عیش و نوش خود!​