1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

قصیده ی نوروز (طنز)

شروع موضوع توسط 3mane shab@ ‏13/3/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏9/1/11
    ارسال ها:
    2,201
    تشکر شده:
    1,805
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    با پیدا شدن سر وکله ی حاجی فیروز؛ و به فراموشی سپردن خاطرات دیروز؛ و لبخند زدن به عمو نوروز؛ و اومدن بهار و مهیا شدن سور و سات عید نوروز؛ و دور هم جمع شدن کوچیک و بزرگ فامیل و عید دیدنی های پر شور؛ بالاخره بساط میوه و شیرینی و آجیل و انواع تنقلات به راهه الی الخصوص ریخت و پاش ماچ و بوسه هایی که پیش درآمد هر دید و بازدید و عیددیدنیه تا جایی که اگه ماچ ندی عیدی هم نمی گیری و اگه بوس نکنی دید وبازدیدت عیدانه تلقی نمیشه! خلاصه ببخشید و بگذرید از این حرفای صد تا یه غازی که از من شنیدید چون همونطوری که میدونید من چندون بیان طنزآلودی ندارم و صد البته در مقابل دوستان عزیز و هنرمندی که دستی بر آتش هنر شعر و طنز دارند بنده دستم از چاره کوتاهه! ولی بهتون مژده بدم که در این ایمیل که ارتباط داره با عید و بهار و از اینجور چیزهای خوب، شعر زیبایی رو براتون انتخاب کردم که از افاضات "بوالفضول الشعرا" که از طنزپردازان مطرح کشورمون هستند و بیان بسیار شیوایی هم در این مقوله دارند، توصیه میکنم فرصت خوندنش رو از دست ندید و اقلا اونطور نخندید که دل درد و سکسکه رو بدنبال داشته باشه ...
    [​IMG]

    نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا
    خرج این عید در آورد همی دخل منا!


    پیشتر زانكه رسد كوكبه ی مهمانان
    نشد اینكه بگریزیم به دشت و دمنا


    تا بجنبیم، یهو بر سرمان شد آوار
    خیلی ازپیر و جوان، خرد وكلان، مرد و زنا


    تو نگو بهر چنین یورش سختی قبلاً
    كل فامیل هماهنگ شده تلفننا


    اكرم و اعظم و گلچهره و منظر خاتون
    صفدرو قنبروحاج محسن ومشدی حسنا


    عینهو لشكر تاتار بیاورده هجوم
    عسگر گنده شكم درجلوشان صف شكنا!


    بر در خانه رسیدند و به رویش خواندند :
    "عید را در سفر ستیم و كنون در تِرنا!"



    قلی سور چران از دل و جان زد فریاد
    گوییا رستم یل گشت یهو نعره زنا :


    كای فلانی د بجنب اینهمه تاخیر مكن
    باز كن در كه قدیمی شده این فوت و فنا!


    "عاقبت باز نمودیم و هجوم آوردند
    له شد از بنده دم در، عضلات بدنا!"


    بچه ها بر سر من ریخته، فریاد زدند:
    "رد كن این عیدی ما، بی چك و چانه زدنا!"


    "پانصدی" دادم و گفتند :"عمو، شرمنده!
    دو تومن هست مظنه، نه كه پانصد تومنا!"


    الغرض از شكموهای قدَر قدرت شهر
    گشت تشكیل به ناگاه یكی انجمنا


    دیدم از جعبه ی شیرینی و ظرف آجیل
    پر شود جیب و سپس كیف، ز بعد دهنا!


    شكم آن قدر ورم كرده ز انباشتگی
    دو سه دگمه شده وا، خود بخود از پیرهنا!


    گفتم آرام و متین : بهر خدا رحم كنید
    نه بر این مفلس بد بخت، كه بر خویشتنا!


    منتی نیست مرا بر همگی تان بالله
    میهمانید و حبیبان حق ذوالمننا!


    لیك در موقع خوردن ز خدا یاد آرید!
    پرخوری نیست به جز وسوسه ی اهرمنا


    هر چه گفتم نشنودند و دو لپی خوردند
    تا از این راه در آمد یهویی كفر منا


    عاقبت داد زدم : ای همه از بیخ عرب!
    خوردن العید ، لَكُم ، دلهرة الخرج لنا؟


    چه کسی گفت که با میوه و آجیل حقیر
    خویشتن را خفه سازید به طرز خفنا!


    سهم هرشخص دو قاچ وسه نفر یک میوه!
    نه كه هرشخص جداگانه شود پوست کنا!


    سال دیگر نخرم میوه و شیرینی عید
    چارپایه بخرم با دو سه متری رسنا!


    شوم آونگ و از این هنگ خلاصی یابم
    آن زمانكه شود آزاد روانم ز تنا!


    همه گفتند که عید آمد و شادی افزود
    لیک بر بنده نیفزود به غیر از محنا


    بوالفضولا بنگر حوصله ی تنگ مرا
    ول كن این لحن سوسولانه ی تن تن تننا


    گرمنوچهری ازاین دست بهاری می دید
    دیگر از عید ندادی همه داد سخنا!


    گفتم ای یار ز نوروز مكن این همه داد
    جای دیگر بطلب منشاء شر و فتنا


    چشم وهمچشمی و اسباب تجمل شده اند
    جمله تحریف گر رسم و رسوم و سُننا


    كاش و صدكاش كه با خرج تراشی هامان
    افترا جات(!) نبندیم به جشنی كهنا!
    [​IMG]