1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اهل دانشگاهم روزگارم خوش نیست

شروع موضوع توسط 3mane shab@ ‏13/3/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏9/1/11
    ارسال ها:
    2,201
    تشکر شده:
    1,805
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]
    اهل دانشگاهم
    روزگارم خوش نیست
    ژتونی دارم
    خرده پولی
    سر سوزن هوشی.
    دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید
    هم چو من مشروط
    و اتاقی که در این نزدیکی است
    پشت آن کوه بلند.


    اهل دانشگاهم
    پیشه ام گپ زدن است
    گاه گاهی هم می نویسم تکلیف
    می سپارم به شما
    تا به یک نمره ناقابل بیست كه در آن زندانیست
    دلتان زنده شود
    چه خیالی، چه خیالی
    خوب می دانم گپ زدن بیهودست
    دانشم کم عمق است
    خر زدن بیهودست.

    اهل دانشگاهم
    قبله ام آموزش
    جانمازم جزوه
    مُهرم میز
    عشق از پنجره ها می گیرم
    همه ذرات وجودم متبلور شده است.


    درسهایم را وقتی می خوانم
    که خروس می کشد خمیازه
    مرغ و ماهی خوابند.
    اوستاد از من پرسید
    چند نمره می خواهی از من؟
    من از او پرسیدم
    دل خوش سیری چند؟
    [​IMG]