اتفاقی نیافتاده از دیروز عصر بیدارم خیلی خوابم میومد دوستم به زور منو برد براش لپ تاپ بگیریم و الان از شدت بی خوابی ، خوابم نمیبره!!!
اتفاق خوب والله: )! درس خوندن رو شروع کردم مطالعه نمودم: )) کلیییییی کار خونه رسیدم! اتفاق بد هم: | همون درد همیشگی زد بالا: |!
افت رتبه سایتمون بخاطر اینکه تک دامین شد! و هنوز هم که هنوزه بخاطر ارورهای 404 ساب دامین که میگیریم گوگل تحریم نموده :ninja: پرت میکنه صفحه 2 فرداش دوباره دو تا ارور 404 پیدا میکنه پرتم میکنه صفحه 9 عامو بیخیال بیا قهوه بخوریم :coffee:
امروزم به بطالت گذشت مث روزای قبل. هم دلخورم هم ناراحتم هم احساس خودخواهی دارم احساس میکنم تو مشکلات فقط خودمو میبینم و معمولا بدترین واکنش ها رو وقت ناراحتی انجام میدم و بعدشم پشیمون میشم.
دیدی رو برگ راه میری یا اون چوب خشکایی که میفته پای درختا میشکنیش چه صدایی میده دقیقا امروز برا چن ثانیه متوجه میشدم پیشونیم و بینیم این صدا میاد منتظر بودم سکته ای مکته ای چیزی بشه ولی هیچی نشد عجیب بود کلا
شوهر دختر خالم به رحمت خدا رفت متنفرم از مراسم ختم و....رفتن کسی که از من توقع نداره برم مگه نه؟ هرچی فک میکنم تو این کمد لباس مناسب عزا پیدا نمیشه نه که پیدا نشه ها نه اضافه وزن ده کیلویی باعث میشه هیچی اندازم نشه....
مزخرف ترین مراجع این چند ماهمون مقدار زیادی از انرژی منو گرفت با انرژی منفی اش هوووم بذار به خوبیا فکر کنم اهان .... استاد کامپیوترم و اخلاق خوبش خانم همکار و متانتش لبخند منشی زود جوش