1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

« نوشته هاي يك كودك نفهم! »طنز!

شروع موضوع توسط 3mane shab@ ‏10/3/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏9/1/11
    ارسال ها:
    2,201
    تشکر شده:
    1,805
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    موضوع انشاء:سال گذشته را چگونه گذرانديد؟
    [​IMG]


    قلم بر قلب سفيد كاغذ مي گذارم و فشار مي دهم تا انشاءام آغاز شود. سال گذشته سال بسيار پربركتي بود. سال گذشته پسرخاله ام زير چرخ تريلي رفت و له گشت و ما در مجلس ترحيمش خيلي ميوه و خرما و حلوا خورديم و خيلي خوش گذشت[​IMG]
    ما خيلي خاك بازي كرديم. من هر چي گشتم پسرخاله ام را پيدا نكردم. در آن روز پدرم مرا با بيل زد, بدون دليل![​IMG]
    من در پارسال خيلي درس خواندم ولي قبول نشدم[​IMG]
    و مرا از مدرسه به بيرون پرت كردند. پدرم مرا به مكانيكي فرستاد تا كار كنم و اوستا هر روز مرا با چرخ مي زد يا با ماشين مشتري ها از رويم رد مي شد[​IMG]
    من در خيلي از كارهاي خانه به مادرم كمك مي كنم[​IMG]
    مادرممرا خيلي دوست مي داشت و مرا خيلي ماچ مي كرد [​IMG]ولي پدرم خيلي حسود است و من را لاي در آشپزخانه مي گذاشتمرا خيلي دوست مي داشت و مرا خيلي ماچ مي كرد [​IMG]ولي پدرم خيلي حسود است و من را لاي در آشپزخانه مي گذاشت[​IMG]
    درسال گذشته ما به مسافرت رفتيم و با قطار رفتيم. من در كوپه بسيار پدرم را اذيت كردم و او براي تنبيه مرا روي تخت خواباند و تخت را محكم بست و من تا صبح همان گونه خوابيدم!
    پدرم درسال گذشته خيلي سيگار مي كشيد[​IMG] مادرم خيلي ناراحت است و هي به من ناسزا مي گويد,[​IMG]ولي من نمي دانم چرا وقتي مادرم به من فحش مي دهد پدرم عصباني مي شود!
    در سال گذشته ما به عيد ديدني رفتيم و من حدودا خيلي عيد جمع كرده ام, ولي پدرم همه ي آنها را از من گرفت و آنتن ماهواره خريد كه بدآموزي دارد و من نگاه نمي كنم.
    پدرم در سال گذشته ر‍‍ژيم گرفته است و هر شب با دوست هايش آب و ماست و خيار مي خورند و مي خندند.[​IMG][​IMG]
    ... من خيلي سال گذشته را دوست دارم و اين بود انشاي من.[​IMG]