1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

فرهنگ اصطلاحات يک زن

شروع موضوع توسط 3mane shab@ ‏9/3/11 در انجمن دیدنی و شنیدنی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏9/1/11
    ارسال ها:
    2,201
    تشکر شده:
    1,805
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    برزن :ريشه تاريخي کلمه زن ، بر + زن ، زن برتر ، زن برتر از مرد ، هر زني

    راهزن : راننده اي که مونث باشد (مثال : راهزن کاميون ، راهزن اتوبوس ، راهزن وانت ، راهزن تاکسي ، راهزن موتور ؛ راهزن الاغ)

    ظنين : در متون تاريخي به صورت زنين آمده است ، جمع مکسر زن ، زنها

    زنجان : سرور ، همان زن اس به شيوه صميمانه ، چيزي که همه مردها مجبورند بگويند

    نازنين : مرد ، نا+زن+اين(اين يارو که زن نيست)، يک نوعفحش رکيک ، عبارتي براي تحقير جنس دوم

    مرزنگوش : کاربرد خاصي ندارد اما با توجه به ريشه تاريخي آن (مرد + زن + گوش) نتايج زير برداشت مي شود : 1. مردي که به حرف زنش گوش مي کند.

    2. زني که گوش مردش را مي کشد.

    3. مردي که گوش زنش گوشواره مي کند.

    4. ...

    زنگوله : مرد خرفت ، هر مردي ، يکي از کساني که زنها به راحتي گولشان مي زنند.

    زنبيل : نيروي امنيتي اجتماعات زنانه ، زني که با بيل دفاع مي کند ، گاهي در معاني زن کشاورز نيز آمده است
    : بدبخت ، مردي که همزمان چند زن دارد

    کف زن : زن کار درست ، خانمي که همه را در کف مي گذارد.

    زنبور : ترجمه تحت الفظي لغات در زبان انگليسي

    زندان : (به فتح ز)محل اجتماعات بانوان ، رديف اول کلاس

    زندان انفرادي الکترونيک : پشت ميز کامپوتر حاوي ياهو مسنجر