1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اس ام اس های زیبا و خواندنی

شروع موضوع توسط MiTra ‏9/3/11 در انجمن پیام کوتاه

  1. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    [​IMG]


    واژه ی دوستت دارم برای عظمت و شکوه قلب مهربانت ​
    چقدر بی رنگ است وقتی تو سرچشمه ی تمام خوبی ها هستی . . .





    عاشقی چیزی برای هدیه نیست / طرح دریا و غروب و گریه نیست ​
    عاشقی یک کلبه ی ویرانه نیست / صحبت از شمع و گل و پروانه نیست ​
    عاشقی تنهای تنها یک تب است / بی تو مردن در سکوت یک شب است . . .





    آموخته ام که وقتی ناامید میشوم ، خداوند با تمام عظمتش ناراحت میشود ​
    و عاشقانه انتظار میکشد که به رحمتش امیدوار شوم . . .





    می خواستم بمانم ، رفتم ، می خواستم بروم ، ماندم ​
    نه رفتن مهم بود و نه ماندن ، مهم من بودم که نبودم ​
    این آیینه می شکند و به هزار تصویر تکثیر می شود ​
    حالا بگو سهم نداشته ام از این همه “تو” کدام است ؟





    در قفس تنهاییم تنها یاد توست که مرا به اوج همه ی دوست داشتنها ​
    به پرواز در می آورد . . .





    عجب موجود سخت جانی ست دل !​
    هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میسوزد ، میمیرد و باز هم برایت میتپد !






    ​
    فکر میکردم که برام یه رفیق و همدمی.
    تو کویر آرزو باران رحمتی
    به گمونم آخر عاشقای عالمی
    بذار راحتت کنم ، فکر میکردم آدمی!ا
    .
    .
    چقدر سخته
    کسی رو که دوستش داری نتونی بهش بگی که دوستش داری وچقدر
    بده که کسی تورو دوست داشته باشه واینو نتونه بهت بگه
    .
    .
    .
    چقدر سخته.
    تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید وبجاش یه
    زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنی و بجای اینکه
    لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوسش داری
    .
    .
    چقدر سخته.
    دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که
    یبار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده
    .
    .
    چقدر سخته.
    تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما
    وقتی دیدیش هیچ چیزی بجز سلام نتونی بگی
    .
    .
    چقدر سخته
    وقتی که پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه
    اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوز دوسش داری




    گفتی که بیا و از وفایت بگذر
    از لهجه بی وفاییت رنجیدم
    گفتم که بهانه ات برایم کافیست
    معنای لطیف عشق را فهمیدم
    **********************************​
    کاش به پرنده بودی و من واسه تودونه بودم
    شک ندارم اون موقع هم این جوری دیوونه بودم
    کاش تو ضریح عشق تو یه روز کبوتر می شدم
    یه بار نگاه می کردی و اون موقع پر پر می شدم​
    ​
    **********************************​
    ​
    شبی گفتی نداری دوست من را
    نمی دانی که من شب چه کردم
    خوشا بر حال آن چشمی که آن را
    به زیبایی پسندیدی و رفتی​
    ​
    **********************************​
    ​
    به جان هر چه عاشق توی این دنیای پر غوغاست
    قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم
    بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد
    دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم​
    ​
    **********************************​
    حالا بدان تو که رفتی در حسرت بازگشت
    یک آسمان اشک آن شب در کوچه پایشده بودم
    هر گز پشیمان نگشتم از انتخاب تو هرگز
    رفتی که شاید بدانم بیهوده رنجیده بودم​
    ​
    **********************************​
    ​
    تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته
    تو مثل سایبان امیدی برای یک دل خسته
    تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم
    تو مثل خنده یاسی و مثل غربت یک غم​
    ​
    **********************************​
    می توان در قلب های بی فروغ
    لحظه ای برقی زد و خورشید شد
    می توان در غربت داغ کویر
    آن ابری که می بارید شد​
    ​
    **********************************​
    چه می شود تو صدایم کنی به لهجه موج
    به لحن نقره ای و بی صدای چشمانت
    تو هیچ وقت پس از صبر من نمی ایی
    در انتظار چه خالیست جای چشمانت​
    ​
    **********************************​
    تو نازنین من بودی مثل حالا تا همیشه
    کاشکی به جز من هیچ کسی این قدر زیاد دوست نداشت
    یا که دلت عشق منو اول عشقاش می گذاشت​
    ​
    **********************************​
    رویای من همیشه به یاد تو سبز بود
    رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود
    رفتی و دل میان گلستان غریب ماند
    دیگر بهار محو تماشا نمی شود​
    ​
    **********************************​
    نمی دانم چرا رفتی
    نمی دانم چرا شاید خطا کردم
    و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی
    نمی دانم کجا، تا کی ، برای چه​
    ​
    **********************************​
    من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل
    میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر
    نمی دانم چرا شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز
    برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم​
    ​
    **********************************​
    چه می شد گر دل آشفته من
    هر چشم تو عادت نمی کرد
    و ای کاش از نخست آن چشمهایت
    مرا آواره غربت نمی کرد​
    ​
    **********************************​
    تو را آن قدر در دل می سرایم
    که دل یعنی ترا زیبا سرودن
    فدای تو شقایق احساس
    و رویای بی آغاز سرودن​
    ​
    **********************************​
    و حالا انتهای کوچه شعر
    منم با انتظاری مبهم و زرد
    ولی ایکاش جادوی نگاهت
    غزل های مرا غارت نمی کرد​

    ​