1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

خدایا زن چه موجودیه؟(طنز)

شروع موضوع توسط 3mane shab@ ‏9/3/11 در انجمن دیدنی و شنیدنی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏9/1/11
    ارسال ها:
    2,201
    تشکر شده:
    1,805
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    يک بنده خدايی ، کناراقيانوس قدم می زد،وزير لب دعايی راهمزمزمه ميكرد . نگاهى به آسمان

    آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت:



    خدايا ! ميشه تنها آرزوى مرا بر آورده كنى؟

    ناگاه، ابرى سياه، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت

    و در هياهوى رعد و برق، صدايى از عرش اعلى بگوش رسيد

    كه ميگفت: چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من؟



    مرد، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت:

    ای خدای کريم از تو می‌خواهم جاده‌ای بين کاليفرنيا و هاوايی

    بسازی تا هر وفت دلم خواست در اين جاده رانندگی کنم!! از

    جانب خدای متعال ندا آمدکه:



    ای بنده‌ی من! من ترا بخاطر وفاداری‌ات بسياردوست

    می‌دارم و می‌توانم خواهش تو را برآورده کنم اما هيچ ميدانی

    انجام تقاضای تو چقدر دشوار است؟هيچ ميدانی ‌که بايد ته

    اقيانوس آرام را آسفالت کنم؟ هيچ ميدانی چقدر آهن و سيمان

    و فولاد بايد مصرف شود؟ من همه‌ای اينها را می‌توانم انجام

    بدهم! اما آيا نمی‌توانی آرزوی ديگری بکنی؟


    مرد، مدتى به فكر فرو رفت، آنگاه گفت:


    اى خداى من! من از كار زنان سر در نمى آورم! ميشود بمن

    بفهمانى كه زنان چرا مى گريند ؟ ميشود به من بفهمانى

    احساس درونى شان چيست؟ اصلا ميشود به من ياد بدهى كه

    چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟



    صدايي از جانب باريتعالى آمد كه:

    ای بنده من! آن جاده‌ای را که خواسته‌ای، دو بانده باشد يا چهار بانده!!؟؟
     
    یک شخص از این تشکر کرد.