1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی

شروع موضوع توسط 3mane shab@ ‏8/3/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏9/1/11
    ارسال ها:
    2,201
    تشکر شده:
    1,805
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی
    چه کنم؟ که هست اینها گل خیرآشنایی

    همه شب نهاده‌ام سر، چوسگان، بر آستانت
    که رقیب در نیاید به بهانه‌ی گدایی

    مژه‌ها و چشم یارم به نظرچنان نماید
    که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی

    در گلستان چشمم ز چه روهمیشه باز است؟
    به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی

    سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟
    که شنیده‌ام ز گلها همه بوی بی‌وفایی

    به کدام مذهب این به کدام ملت است این؟
    که کشند عاشقی را، که توعاشقم چرایی؟

    به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
    که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟

    به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم
    چو به صومعه رسیدم همه زاهدریایی

    در دیر می‌زدم من، که یکی زدر در آمد
    که : درآ، درآ، عراقی، که توهم از آن مایی

    عراقی..