1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

به دیدارم بیا هر شب ....

شروع موضوع توسط 3mane shab@ ‏8/3/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏9/1/11
    ارسال ها:
    2,201
    تشکر شده:
    1,805
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    به دیدارم بیا هر شب ....
    به دیدارم بیا هر شب ، در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا مانند
    دلم تنگ است .


    بیا ای روشن ، ای روشن تر از لبخند
    شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها
    دلم تنگ است.


    بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه
    در این ایوان سرپوشیده ، وین تالاب مالامال
    دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهیها
    و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی


    بیا ای همگناه ِ من درین برزخ
    بهشتم نیز و هم دوزخ


    به دیدارم بیا ، ای همگناه ، ای مهربان با من
    که اینان زود می پوشند رو در خوابهای بی گناهیها
    و من می مانم و بیداد بی خوابی.
    در این ایوان سرپوشیده ی متروک


    شب افتاده ست و در تالاب ِ من دیری ست
    که درخوابند آن نیلوفر آبی و ماهیها، پرستوها


    بیا امشب که بس تاریک و تنهایم
    بیا ای روشنی ، اما بپوشان روی
    که می ترسم ترا خورشید پندارند
    و می ترسم همه از خواب برخیزند
    و می ترسم همه از خواب برخیزند
    و می ترسم که چشم از خواب بردارند


    نمی خواهم ببیند هیچ کس ما را
    نمی خواهم بداند هیچ کس ما را


    و نیلوفر که سر بر می کشد از آب
    پرستوها که با پرواز و با آواز
    و ماهیها که با آن رقص غوغایی
    نمی خواهم بفهمانند بیدارند.


    شب افتاده ست و من تنها و تاریکم
    و در ایوان و در تالاب من دیری ست در خوابند
    پرستوها و ماهیها و آن نیلوفر آبی


    بیا ای مهربان با من !
    بیا ای یاد مهتابی !