1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مهمان!

شروع موضوع توسط 3mane shab@ ‏8/3/11 در انجمن دیدنی و شنیدنی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏9/1/11
    ارسال ها:
    2,201
    تشکر شده:
    1,805
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    بس که در منزل مرا هر لحظه مهمان میرسد​
    قرض تا زیر گلو از دست ایشان میرسد​
    ​
    صبح،تق تق تق،کیه؟زهرا خانوم و بچه هاش​
    عصر هم شمسی و محمود و حسن خان میرسد​
    ​
    گشته مانند هتل این منزل تنگ و حقیر​
    کاندر آن مهمان ز هر صنفی فراوان میرسد​
    ​
    می رود از در برون تا اکبر آقا با زنش​
    در شود باز و از آن مهری و کیوان میرسد​
    ​
    این حیاط فسقلی چون مهد کودک گشته است​
    توی آن از بس که های و هو ز طفلان میرسد​
    ​
    خود ندارم نان خالی لیک مهمان بهر من​
    در هوای خوردن مرغ و فسنجان میرسد​
    ​
    این یکی با دخترش از شهر مشهد آمده​
    وان یکی با مادرش از سمت کاشان میرسد​
    ​
    میهمانان دماوندی روند از در ولی​
    پشت ایشان یک دوجین مهمان از اوشان آمده​
    ​
    همسرم گیرد عزا وقت ناهار و شام شب​
    چون که ناگه چند مهمان برسر خوان میرسد​
    ​
    گور بابایش که مهمان دوست خواند بنده را​
    هر چه آید بر سرم زین لفظ چاخان میرسد