1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

24 ساعت از زندگي دختر خانما ( البته از اون دختر خانما)

شروع موضوع توسط 3mane shab@ ‏8/3/11 در انجمن دیدنی و شنیدنی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏9/1/11
    ارسال ها:
    2,201
    تشکر شده:
    1,805
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    5 صبح : ديدن روياي شاهزاده سوار بر اسب در خواب .....

    6صبح : در اثر شكست عشقي كه در خواب از طرف شاهزاده ميخوره از خواب ميپره ....!!!!!

    7 صبح : شروع ميكنه به آماده شدن، آخه ساعت 12 ظهر كلاس داره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    8 صبح : پس از خوردن صبحانه مفصل ( علي رغم 18 كيلو اضافه وزن ) شروع ميكنه به جمع آوري وسايل مورد نياز از جمله؛ جوراب و مانتو و كيف و لوازم آرايش و لوازم آرايش و لوازم آرايش و لوازم آرايش و لوازم ... !!!!!!!!!!!

    9 صبح : آغاز عمليات حساس زير سازي بر روي صورت ( جهت آرايش )

    10 صبح : عمليات زير سازي و صافكاري ونقاشي همچنان با جديت ادامه دارد.

    11 صبح : عمليات آرايش و نقاشي و لنزكاري و فيشل و فوشول با موفقيت به پايان ميرسد و پس از اينكه دختره خودشو به مدت نيم ساعت از زواياي مختلف در آينه بررسي كرد ومامان جون يا بهتر بگم ( مامي ) 19 تا عكس از زواياي مختلف و با ژست هاي متفاوت ازش ميگيره ، به اميد خدا به سمت دانشگاه ميره !!!!!!!!!!!

    12 ظهر : كلاس شروع شده ودختره وارد كلاس ميشه تا يه جاي خوب براي خودش پيدا كنه . (جاي خوب تعابير مختلفي داره ، مثلاً صندلي بغل دستي پولدارترين پسر دانشگاه ، يا صندلي فيس توفيس با استاد اونم در صورتي كه استاد گرامي كم سن وسال و در عين حال مجرد باشه و ... )

    1 ظهر : وسط كلاس گوشي دختره ميزنگه و خانم خانما با عجله از كلاس بيرون ميره تا جواب سارا جونو بده ، سارا جونم بعد از 5/1 ساعت كه قضيه خواستگاري ديشبش رو + قضيه شكست عشقي دوست مشتركشونو براش ميتعريفه بالاخره گوشي رو لطف ميكنه قطع ميكنه!!! اما ديگه كلاس تموم شده .

    2ظهر : كلاس تموم شده و دختره مجبور از يكي از پسراي همكلاسيش جزوه بگيره آخه
    ايشون به جاي جزوه نوشتن داشتن با ساراجون اختلات ميفرمودن!!! ( توجه داشته باشين دختره نميتونه از دختراي همكلاسيش جزوه بگيره ، آخه جزوه دخترا كامل نيست !!!!!!!!!!!!)


    3 ظهر : دختر همچنان در جست وجوي كيس مناسب جهت دريافت جزوه!!!!!!!!!!!

    4 عصر : دختر قصه ما با نا اميدي در حال حركت به طرف خونشونه !!!

    5عصر : يه هو ماشين همون پسر پولداره كه جزوه هاشم اساسي كامله جلوي پاي دختره ترمز ميكنه و ازش ميخواد كه برسونتش .

    6 عصر : دختر به همراه شاهزاده روياهاش ( البته اين دفعه سوار براسب نه بلكه سوار برسانتافه )
    دنبال يه كافي شاپ خوب ميگردن وبالاخره در كافي شاپ گل زنبق !!!! ميز دوم اونم به صرف سيرابي گلاسه حال ميفرمايند !!!!!!

    7 عصر : دختره ديگه بايد بره خونه و پسر تا دم خونه ميرسونتش!!!

    8 شب : دختره در حال پياده شدن از ماشين اون پسره ميگه : ( ببخشيد جزوتون كامله ؟؟؟؟؟؟؟ امروز انقدر از عشق حرف زدي كه مجالي براي تبادل جزوه نموند. ) آخي بيچاره دختر ساده !!!!! ودر آخر با ناز و افاده جزورو از پسره ميگيره. وحالا توفكر اينه كه مامي رو چجوري بپيچونه كه چراكلاسش ساعت 3 تموم شده و اين وقت شب قند عسلش داره خونه مياد!!!!!!!!!!

    9 شب : دختره در حال چيدن ميز شام 3 تا ظرف چيني گل سرخيه مامي رو ميشكونه كه مال جهيزيه مادر گرامي بوده( از عواقب عاشقي !!!!!!!)

    10 شب : دختره داره با خودش فكر ميكنه كه ماه عسل با اون پسره كجا برن كه چشم ساراجون وبقيه رفقا از حسودي در بياد؟!؟!؟!؟!؟!؟!!؟

    2 نيمه شب : دختره داره خواب ميبينه كه رفته ماه عسل .


    5 صبح : دختره بيدار ميشه و ميبينه اون پسره sms داده كه : ( براي نامزدم كلي از تو تعريف كردم،
    خيلي دوس داره امروز با من بياد دانشگاه و ببينتت !!!!!!)
    و امروز دختر بايد كمي زودتر به دانشگاه بره ، شايد جاي مناسب تر تو كلاس نصيبش بشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟