ای باد بهاری که گذر کردی و رفتی شام سیه هم را چو سحر کردی و رفتی از حسن تو امروز شدم راضی و خشنود فردا چه کنم تا تو نظر کردی و رفتی صد شوق به من دادی و صد رشته گسستی با عهدی هزاران تو صفر کردی و رفتی نوامید مباش از دگران گفتم و گفتی تا بودی و بودم که گذر کردی و رفتی فانی چه کند از غم دوری که نداند با ناله او فکر دگر کردی و رفتی