دلم هواي نفسهاي آسمان دارد دوباره چشمِ اميدي به آستان دارد خدا بيا و ببين دردِ لحظه هايم را بيا كه ديده ي دل اشك ارمغان دارد چه ميشود كه رهايم كني از اين ترديد قسم به روز و شبت سينه ام فغان دارد بگو زمانه بايستد، دمي نفس بكشد بگو كه چرخ نگردد ،كمي امان دارد خدا تمام زمين و زمان مسخر توست كه چرخ هرچه به او داده اي همان دارد چه ميشود برسد دست من به دامانت؟! كه لحظه هاي دلم درد بس گران دارد دلم به نور نگاه تو سخت محتاج است كه زورَقــَــم به نگاه تو بادبان دارد دوباره آخر قصه؛هـــواي دل ابريست دلم هواي نفسهاي آسمان دارد