1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

حسادت از نوع شدید

شروع موضوع توسط minaaa ‏4/3/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    يا لطيف

    - گمشو برو بيرون خودت كم بودي سگم آوردي توي خونه
    - خانم بذار توضيح بدم
    - چي ميخواي بگي؟هان چي داري بگي؟بازم همون حرفهاي بي منطق گذشته
    - كه نگذاشتي بگم البته
    - مسخره ميكني ؟خوبه زبون داري به اندازه خُرطوم فيل
    - كه فقط باهاش آب ميخورم ههههه
    - ديگه صبر تموم شده برو سگ لعنتي چخه اينو هووم نكرده بودي كه كردي ببين چشم دريده چه پارسي ميكنه حتما سگ ماده هم هست
    - آره گفتم نژادش خوبه ازش بچه بگيريم
    - اي واي مردكه ديونه همون توله هاي خودت بسه ،آخه توله سگ ميخوايم چكار
    - نازي سگم زنا همينطورند به جنس موافق خودشون حسودي ميكنند ،حتي اگر مثل تو سگ باشه
    - واه واه چه عشوه اي مياد از اون سگاي هرجاييه،برو گمشو ببينم سگ هرجايي ولگرد
    - خانم قربونت برم گوششو ول كن گازت ميگيره تا حالا هم نگرفته نگاهش بيچاره به منه، ببينه چي ميگم
    - همينم كمه كه اين از تو اجازه بگيره ،اصلا ميكشم ،قيمه قيمش ميكنم،تيكه تيكش ميكنم
    - ولش كن زن چرا گازش ميگيري ،واي نگاه كن انگار راستي راستي هووشو گاز ميگيره
    - آييييييييييييي گازم گرفت ،اي واي حالا هاري ميگرم ،اي داد ببرم دكتر ،ماده سگ هرجايي منو گاز ميگيري،رفتي پشت شوهر من غايم شدي، ميگيرمت
    - زن ولش كن لباس بپوش هردوتاي شما را ببرم دوادرمون كنم آخ ببين چه گازي ازش گرفتي تموم گوشتو وموشو كندي
    - چشمم روشن بعد از اين همه كلفتي توي خونه ات حالا اين ماده سگ از من بهتر شد،هق هق هق دستت درد نكنه خوب مزد دستمو دادي
    - اي واي لباس بپوش تا ببرمت واكسن بزني زود باش تا هاري نگرفتي كه دوبرابر ميشه
    - وايسا آماده بشم
    - اي داد بي داد آرايش كردنت ديگه چيه مگه ميخوايم بريم عروسي
    - چطور اين سگه رو رُبان بستي و شيك وپيك بره بعد من مثل كلفت برم بيرون كور خوندي آقا بعد ميگن براي همين مردش رفته ماده سگ آورده
    - قربونت برم چه ربطي داره اون سگه تو آدمي وعزيز من
    - قربون صدقه نرو كه ديگه گول تورو نميخورم از امشبم من ميدونم با تو واين سگ
    - خوب سوار ماشين بشيد
    - برو گمشو عقب سگ بي چشم رو برام اومده جلو نشسته ،برو عقب ببينم، چخه
    - حركت كنم حالا يا نه،كُشتي منو
    - برو خبر مرگت ديگه زخمم داره سوز ميده
    - وزخم اين سگه ببين چه زوزه اي ميكشه
    - براي اون دل مي سوزوني، اينم سگت، برو گمشو بيرون
    - واي خداي من سگ بيچارم، آخ رفت زير اون ماشين
    - به جهنم تا تو باشي براش دل نسوزوني اگر زيادي حرف بزني خودتم ميفرستم پهلوش اون دنيا ،حركت كن برو
    - چشم ... بفرما خانم رسيديم بيمارستان...

    سعيد مطوري/مهرگان
    از سري داستانهاي كوتاه ​