1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مراخواهی ؟!! "

شروع موضوع توسط minaaa ‏4/3/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    دمار از روزگار من درآمد

    ز بس نالیدم و جانان نیامد

    ز بس ضجه زدم ، جیغ از ته دل

    ولی یک جان ، دو جان ، مرجان نیامد

    گلی مشمنقلی رو اسکلش کرد

    منم که رو زدم ، مژگان نیامد

    به اکبر گفته بودم یاد لیلی

    کشد آخر مرا زیر تریلی

    اگر لیلای من زینجا گذر کرد

    و یا دیدی پری روی جمیلی

    اگر یک خانم خوب و پر از رنگ

    و یا هر کی که اومد ، دسته بیلی

    بگو از شرح احوالات بنده

    بزن مخ هایشان دنده به دنده

    بگو بر این پری رویان بی ریخت ؛

    کمونی کمون ابروی بنده

    بگو آخر بر این بالادماغان

    دل هر چی مؤنث بند ِ بند

    بگو خلوت نمودم ابروی خویش

    بگو پیشی بیامد ؛ برد آن ریش

    تمام چونه و لپ ، گونه ، مونه

    همه آینه ، شدم مامان و تیتیش

    بلوری بلورست صورت من

    چه لذت می برم از چهره ی خویش

    گهی اما کمی را می گذارم

    از این ریشم بزی را می نگارم

    به روی سر کمی تاج خروسی

    برای مرد ماندن می گذارم

    ولی دیگر ندام دم خروسی

    نهایت شاید آن را هم بکارم

    به جان اکبری ، این مرد کامل ؛

    کمی که بنگرد بر بنده ، عاقل

    نمی یابد پشیزی عیب و نقصان

    مگر دیوانه باشد یا که جاهل

    تمام فیض ها را که شماری

    به یکباره وجودم گشته شامل

    تماما کامل و اکمل کمالات

    ز سر تا پای حاجیت پر مباهات

    کمر باریک و اندامم نظرگیر

    به هر جا می رسد ، آویز آلات

    شبیهی من ندارم از سر و رو

    عجیب اندر عجیبم ، جون بابات

    ولی اندر تعجب ها فتادم

    چرا در خانه ی بابا بماندم ؟

    چرا ؟!! این خواستگارا پس کجایند ؟

    که دست بوسم به جان خلق آدم !

    ذلیلم ، زن ذلیلم ای جماعت

    بیا باشید ، بانو ها به یادم

    بلوری و تنوری ، داغ داغم

    نه شصت ماغ و نه ده ماغست دماغم

    اگرچه خونه ، ماشینی ندارم

    به سر منزل رساند این الاغم

    نه من گیرم ز این دنیا سراغی

    نه این دنیا نمی گیرد سراغم

    درست است پول و اموالی ندارم

    یا ماشین و اتاقی من ندارم

    ولی جاش ، من کمر باریک و نازم

    کمی هم در صدا من عشوه بازم

    به کلی گر شوهر خواهی منم من

    کلاس بالا ، زبون بازون بتازم

    حالا این گوی و میدون ای تو بانو

    مراخواهی ؟!! چرا که ؟!! خنگ و هالو !

    یه طومار از فضایل نام بردم

    یه انبار از شمایل گفته با تو

    دهن کف کرده ، فک افتاد ، ای وای

    که عقل اندر سر تو نیست ، لاکو