ادامه ی شب های بی تــــــو میشود بغضِ گلو... میشود هزارویک شب خیالت با یک خانه متروکه در حوالی پلاک نرسیدن ها مجنونی بی پروا نیامدنت را زمزمه میکند و دلتنگی شرح میدهد جنونش را...