خنده های تو تنها چیزی ست که خدا با دست هایش خلق کرد! زمین و کهکشان و کوه ها دایناسورها و دریاها و تمام مردم خود به خود پیدا شدند!
من راه های دور را ... هر روز . . . با خیال تو نزدیک می کنم ! ای هر محال زندگیم با تو ممکن ، ای آشنای هر روز با غربتم عجین ... من ... دوست دارمتـــــ ! چه بخواهی من ... دوست دارمتـــــ ! چه نخواهــــی !!
من را دوست بدار به سان ِ گذر از یک سمت خیابان به سمتی دیگر، اول به من نگاه کن بعد به من نگاه کن بعد باز هم مرا نگاه کن ... .
وقتی که رفتی صدای پاتو نشنیدم ولی نمیدونم چطور تق تق کفش پاتو تو ذهن دارم یه چیزی تو احساسم هست که داری برمی گردی بازم تق تق کفش پاتو احساس می کنم.ولی صدای اون تق تق کجا و صدای این تق تق کجا.
من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیست جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم دیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست دلگیرم از این شهر پس از من که هوایش آن گونه که در شأن تو باشد بپری نیست ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی در گوش تو آرام بگوید: خبری نیست هر جا نکنی باز سر درد دلت را چون دامن تر هست ولی چشم تری نیست ای کاش که می گفت نگاه تو؛ بمانم این لحظه که حرفت سند معتبری نیست دل خوش نکنم پشت وداع تو سلامی ست یا پشت خداحافظی من سفری نیست؟ من چند قدم رفتم و برگشتم و دیدم در بسته شد آن گونه که انگار دری نیست #مهدی_فرجی
همه راز علاقه آدمی به آدمی همین رویای ساده رفتن و بعد بیخبر آمدنهای همیشه اوست .. حالا کمی آرامتر صحبت کنید ، بادهای بیراهِ سایهنشین حسودند ! { سید علی صالحی }