1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

4u

شروع موضوع توسط aloneboy ‏19/12/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/15
    ارسال ها:
    1,273
    تشکر شده:
    7,811
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    پرستار
    در مقابل بی مهری هایت روزه ی سکوت گرفتم

    فقط یک سوال....

    فرو بردن این همه بغض روزه ام را باطل نمیکند؟؟




    سکوتـــــــــــــ …

    و دیگر هیچ نمی گویم …!

    که این بزرگترین اعتراض دل من استـــــــــ ـ

    به تو …

    سکوت را دوستـــــــــ دارم

    به خاطر ابهت بی پایانشـــــــ …..
     
    AɱïŗRεẕą، میترا، !!AMINKHAN!! و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت
    خیره در چشم تو آنقدر که غم یادم رفت

    نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم
    محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت

    بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود
    دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت

    خواستم نام تو هر روز به یادم باشد
    پشت دستم بنویسم... که قلم یادم رفت

    کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی
    کاش باور بکنی حرف خودم یادم رفت
     
    jila_s، AɱïŗRεẕą، میترا و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کجای این غزل داری لبت را گاز میگیری؟
    هنوز از روزگار نا موافق ساز میگیری؟

    گناه از بام و از دیوار کوتاه دل من نیست
    تو هر جا میروی تاب و تب پرواز میگیری

    خودت میسازی و از نو خرابم میکنی گاهی
    برایم رنگ و بوی حافظ شیراز میگیری

    شبم، خوابم، خیالم ... بی تو از تاب و تب افتاده
    تو جای من.
    تو جای من، که را بعد از خودت دمساز میگیری ؟

    بنان، بین نفسهای تو خوانده شورهایش را
    دلم میلرزد از آن دور، تا آواز میگیری

    شبیه پادگانهای زمان جنگ پر شوری
    برای زاغهء آشفته ات سرباز میگیری ؟؟
     
    jila_s، وضعیت سفید، AɱïŗRεẕą و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏27/7/15
    ارسال ها:
    63
    تشکر شده:
    373
    امتیاز دستاورد:
    53
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    برق
    کاش بدانی که چگونه میگذرد لحظه های بی تو بودن
    تا بدانی دردهای وجود من را
     
    jila_s، وضعیت سفید، AɱïŗRεẕą و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏30/7/15
    ارسال ها:
    292
    تشکر شده:
    2,154
    امتیاز دستاورد:
    93
    باید آن عصر
    که از مغازه باز می گشتم
    بین بسته های نعنایی آدامس
    بلیط هواپیمایی پیدا کرده
    و رفته باشم
    حتی قبل از اینکه
    کفشهایم جفت شده باشد...
    و سقوط کرده باشم
    جایی حوالی مرز شیلی
    باید تابوتم کنار استخوانهای
    ماده گوزنی پیر
    منتظر بهمنی باشد که
    مارا به اولین دهکده برساند
    باید همینطور باشد
    و الا
    این همه تنهایی
    غیر عادی است...
     
    Mastaneh، jila_s، وضعیت سفید و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    با من نمان عزیز دلم !
    تو فوق العاده تر از آنی که بخواهی تمام عمر

    به یک پیــــر مرد ،

    ساعت قرصهــــــایش را

    یاد آوری کنـــــــــی !
     
    Mastaneh، jila_s، وضعیت سفید و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    با ساعت دلم

    وقت دقیق آمدن توست!

    من ایستاده ام:

    مانند تک درخت سر کوچه

    با شاخه هایی از آغوش

    با برگ های از بوسه

    با ساعت غرورم اما !

    من ایستاده ام:

    با شاخه هایی از تابستان

    با برگ هایی از پاییز

    هنگام شعله ور شدن من!

    هنگام شعله ور شدن توست!

    ها . . . چشم ها را می بندم

    ها . . . گوش ها را می گیرم

    با ساعت مشامم

    اینک:

    وقت عبور عطر تن توست ..


    { محمدعلي بهمني }
     
    Mastaneh، jila_s، koohestane-sard و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    ای صبا با تو چه کردند که خاموش شدی؟!
    چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی؟!
    تو که اتشکده ی عشق و محبت بودی
    چه بلا رفت که خاکستر و خاموش شدی؟!
    ...@};-
     
    jila_s، koohestane-sard، سایه و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    با توام ای لنگـــــر تسکین !
    ای تکان های دل !
    ای آرامش ساحل !
    با تـــــوام ...
    ای نور !
    ای منــــشور !
    ای تمام طیفــــهای آفتابی !
    ای کــــبود ِ ارغوانی !
    ای بنفش آبی !
    با توام ای شـــــور ...
    ای دلشوره ی شیرین !
    با تـــــوام ...
    ای شادی غمگین !
    با تــــــوام ای غم !
    غم مبـــــهم !
    ای نمـــــیدانم !
    هـــــرچه هستی ... باش !
    اما کاش ...
    نه !
    جـــــز اینم آرزویی نیست :
    هـــــرچه هستی باش !
    امـــــــا ...
    باش !


    { قیصر امین پور }
     
    وضعیت سفید، Mastaneh، jila_s و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏30/7/15
    ارسال ها:
    292
    تشکر شده:
    2,154
    امتیاز دستاورد:
    93
    -----------------------------------------------
    زمين جاي خطرناكي است
    و كسي كه
    بايد بيايد
    هميشه دير مي آيد...!




     
    m naizar، *Mitra*، toeh و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.