پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم / نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم / شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم حکایتی زدهانت بگوش جان آمد/ دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنم / که از وجود تو مویی به عالمی نفرشم ... سعدی
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 زیر باران بودم همره غم تنها چشم زیبایت گشت در مه شب پیدا با دو چشمت گفتم بی خبر از مایی از غروب و باران حال ما جویایی هیچ میگویی او زیر باران تنهاست یاد داری گفتی با تو باران زیباست / حل زیر باران با که هم اغوشی زیر باران با او باده هم مینوشی /
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 نگاهم کرد،پنداشتم دوستم دارد.نگاهم کرد، در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم.نگاهم کرد،پنداشتم بی من میمیرد...نگاهم کرد... اما بعدها فهمیدم که او تنها نگاهم می کرد
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین منو تو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست باز می پرسمت از مسله دوری و عشق و سکوت تو جواب همه مسله ست
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 عزیزم کاسه ی چشمم سرایت میان هر دو چشمم جای پایت از آن ترسم که غافل کج نهی پا نشیند خار مژگانم به پایت
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 سلام به همه عاشقا من خيلي سراغه عشقو گرتم پيداش نكردم شما هم نگرديد نيست
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 تو را ميخواهمو دانم كه هرگز مرا ياراي رفتن زين قفس نيست اگر هم مرد زندانبان بخواهد دگر از بهر پروازم نفس نيست .
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 خداوندا نعمت را به خزان دادی و پادشاهی را به سگان. پس ما به تماشای این جهان آمده ایم!!!!