آغوشتو وا کن دلشوره برپا کن قلبمو شیدا کن بسه جدایی از بی کسی مردم بی تو کم آوردم هی بغضمو خوردم پس تو کجایی
عکسی که تو قابه قلبی که بی تابه ساعتی که خوابه میگن کجایی به یارم بگید بسشه دیگه وقتشه بیا طاقتم تمومه به یارم بگید حالمو احوالمو بگید داشتنش آرزومه
تورا نگاه میکنم که خفتهای کنار من پس از تمام اضطراب ، عذاب و انتظار من تورا نگاه میکنم که دیدنی ترین تویی و از تو حرف میزنم که گفتنی ترین تویی من از تو حرف میزنم شب عاشقانه میشود تو را ادامه میدهم ، همین ترانه میشود کاش به شهر خوب تو مرا همیشه راه بود راه به تو رسیدنم ، همین پل نگاه بود مرا ببر به خواب خود که خستهام از همه کس که خواب و بیداری من هر دو شکنجه بود و بس من از تو حرف میزنم شب عاشقانه میشود تو را ادامه میدهم ، همین ترانه میشود تو را نگاه میکنم که خفتهای کنار من پس از تمام اضطراب ، عذاب و انتظار من تو را نگاه میکنم که دیدنی ترین تویی و از تو حرف میزنم که گفتنی ترین تویی
هر چه تو را نگاه میکنم سیر نمیشوم به لحظه های "بی" توبودن سلام میکنم به سینه ام دلی هست به نام میکنم تمام میشود این فاصله ها بی گمان به لحظه های "با "تو بودن سلام میکنم . . . ای سزاوار محبت , ای تو خوب بی نهایت, همه ذرات وجودم به وجودت کرده عادت