پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 ---------- ای دل ز من بریده،ز یادم نمیروی وی پا ز من کشیده،ز یادم نمیروی ای رفته از برابر چشمم بکوی غیر اشکم بدیده دیده،ز یادم نمیروی ای ساده دل کبوتر از باز بی خبر وز دست من پریده، ز یادم نمیروی آن چشم را بروی چه کس باز میکنی؟ ای آهوی رمیده،ز یادم نمیروی در سایه ی کدام نهالی روم بخواب ای نخل بر رسیده،ز یادم نمیروی دانم که امشبم بسحرگه نمیرسد ای جلوه ی سپیده،ز یادم نمیروی تا خواند عزل ز من آن سروناز،گفت ای بید قد خمیده،ز یادم نمیروی
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 شبا وقتي من دل تنهاي تنها مي مونيم*واسه هم قصهاي از روز جدايي ميخونيم *
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 به سلامتی درخت ، نه به خاطر میوش ، به خاطر سایش ، به سلامتی دیوار ، نه به خاطر بلندیش ، واسه اینکه هیچ وقت پشت آدم رو خالی نمی کنه ، به سلامتی دریا ، نه به خاطر بزرگیش ، واسه یک رنگیش ، به سلامتی سایه که هیچ وقت آدم رو تنها نمی ذاره
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 گاه در عشق مي آموزيم كه رعايت حال ديگري بهتر از پافشاري در اثبات عقيده است
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 بخاطر تو گذشتم،ز یادگار گذشته تو هم گذشتی و،حیران شدم بکار گذشته گذشت عمر عزیز و ترا ندیده گذشتم ز خاطرات غم انگیز انتظار گذشته بشوی از رخ زرد من ای سرشک خدا را غبار حسرت و اندوه روزگار گذشته بهار زندگیم شد خزان و خیر ندیدم نه از خزان کنونی،نه از بهار گذشته نشاط و شور جوانی،زکف بعشق تو دادم ز کوی یار مرانم، باعتبار گذشته به بیقراری من دل بسوزدت ز محبت بیاد خویشتن آری،اگر قرار گذشته امید زندگیم بودی و،ز دست برفتی کنون ترانه سرایم بیاد یار گذشته
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 ازسکوت اسمانهاپرسیدم چه بنویسم برای انکس که دوستش دارم؟گفت:بنویس بی توفردایی ندارم
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 چه خوش بي مهربوني هر دو سر بي كه يك سر مهربوني درد سر بي اگر مجنون دل شوريده اي داشت دل ليلي از آن شوريده تر بي
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 ساكت و تنها چون كتابي در مسير باد.....مي خورم هر دم ورق اما هيچكس او را نمي خواند... عمر خود را ميدهد بر باد مي رود از ياد... هيچ چيز او را نمي ماند... بادبان كشتي او در مسير باد مقصدش هر جا كه باداباد بادبان را ناخدا باد است ليك او را هم خدا هم ناخدا باد است...
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 نیا باران زمین جای قشنگی نیست من از اهل زمینم خوب میدانم که گل درعقد زنبوراست امایک طرف سودای بلبل یک طرف خال لب بروانه راهم دوست میدارد.نیا باران زمین جای قشنگی نیست.من از جنس زمینم خوب میدانم که ایمجا جمعه بازار است ودیدم عشق را در بسته های زر دو کودک نسیه میدادند.در اینجا قدر نشناسند مردم وشعر حافظ را بافال کولیان اندازه میگیرند.نیا باران زمین جای قشنگی نیست
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 من در اين كلبه خوشم تو درآن اوج كه هستي خوش باش.......من به عشق تو خوشم تو به عشق هر كه هستي خوش باش...