هی دفن میکنم و دفن میکنم و دفن میکنم؛ اُمیدهایِ رفته پیِ روزهایِ رفته را.. هی قرض میکنم و قرض میکنم و قرض میکنم؛ از فردایِ خود اُمید.. (@!!AMINKHAN!! )
من دوست دارم اما خیلی چیزا رو نمیفهمی یا خودتو زدی به خنگی در نبودت اذیت میشم و اذیتم میکنن من نمیتونم ببینم این همه بی خیالیو
نکند جام دهد؟ کام دهد، ازلب خود وام دهد؟ در برت ساز زند، رقص کند، کافر و بی عار شوی؟ نکند مست شوی؟ فارغ از این هست شوی؟ بعد آن کور شوی، کر شوی، شاعر و بیمار شوی؟ نکُنَد دل نکَنی، دل بکَنَد، بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد؟ برود در بر یار دگری، صبح که بیدار شوی؟