پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 روزگاریست طالب دیدار توام فکر من باش که بیمار توام گویند طبیب دل بیمار تو هستی پس طبیب دل من باش که بیمار توام
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش میتوان خواند.اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمیفهمدودل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم.سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست........
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 گناهم چه بوده به جز عاشقی به جز مهربانی راستی و دلدادگی گناهم چه بوده که این قلب پاک اسیری شده در نگاه تو باز گناهم چه بوده که در آسمان ندارم امید نگاهی ز ماه گناهم چه بوده که در روز و شب دو چشمم بباریده در هر نفس گناهم چه بوده که در زندگی شدم عاشق عشق و ویرانگی گناهم چه بوده که سر گشته ام شب و روز نظر بر رهت بسته ام گناهم چه بوده که عاشق شدم ز دوری به رنگ شقایق شدم گناهم چه بوده که عشقم تویی تمام وجودم سراپا تویی گناهم چه بوده مه دلخسته ام دلم را به مهرت گرو بسته ام گناهم چه بوده که عاشق شدم ز دوری به رنگ شقایق شدم
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 اگر دورم ز ديدارت دليلش بي وفايي نيست وفا آن است كه نامت را نهاني زير لب دارم
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 گفته بودی، که چرا محو تماشای منی؟ وانچنان مات که یکدم مژه برهم نزنی مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 عزیزان دل این سرده ناچیزبرای شماتقدیم میکنم ګرشوی عاشق دلا دردو غمت افزون شود از فراق یار هردم دیده ات پرخون شود مستی و دیوانګی تنها مقامی قیس نیست شور لیلی برسر هر کس فتد مجنون شود
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 به دنیایی که مردانش عصا از کور میدزدند من از خوش باوری آنجا محبت جست و جو کردم
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 به رویم هر دری بستی و رفتی *بدردم آشنا هستی و رفتی سر زنجیر زلفت را به پای *دل دیوانه ام بستی و رفتی خمارم کرده ای از آن چشم مستت *نپرسیدی چرا مستی و رفتی ندانستی در این دل جا گرفتی *غزال مناگر جستی و رفتی رها کردی مرا تنهای تنها * زدام عشق من رستی و رفتی محمد از رفتنت محزون که میدید تکان دادی به او دستی و رفتی
پاسخ : اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 2 ديرگاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است باز هم قسمت غم ها شده ام دگر آينه زمن با خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام®