. گاهي لحظه هايم از تو لبريز مي شود از احساسم سر مي روي و فضاي خانه ام پر مي شود از دلتنگي پشت كدام پنجره بايستم كه تو را انتظار نكشد؟ و زير سقف كدام آسمان نفس بكشم كه عطر تو گيجم نكند؟ دلتنگم و هيچ چيز جزتو حال مرا خوب نخواهد كرد....
- با من بیا که امشب برویم جایی دور، که کسی نمیشناسد، نه تو و نه من را . که با هم صدای برگها و پرندهها را گوش کنیم .. و آنقدر آرام قدم بزنیم که صدای تکان خوردن ابرها هم از دستمان نرود . بیا امشب به یک موسیقی سفر کنیم، میشود؟
جمعه ها دست خیالت را میگیرم در هوای دل انگیز اول صبح پا به پای طلوع عاشقانه ی آفتاب میزنم به جاده های پر پیچ و خم کوهستان به دامنه های تند کوه دست هایم را محکم میگیری تا صعود تا قله که برسیم به بلندترین نقطه ی این شهر به آبی ترین هوا به پاک ترین نفس ... می روم با تو به جاده های جنگلی به برگریزان خزان و نم نم باران ... تا عمود خورشید تا غم انگیز غروب من تمام جمعه هایم را با تو قدم میزنم جمعه را گذاشته اند برای تفریح برای فکر کردن به تو ...