شروع موضوع توسط aloneboy 19/12/10 در انجمن اشعار
یک دم آرام ندیدم دل خود را همه عمر جز همان دم که دلم بود و دلت بود و دلت . . .
سعدی برگ تر خشک میشود به زمان برگ چشمان ما همیشه تر است
از میان تمام چیزهایی که دیده ام، تنها تویی که میخواهم به دیدنش ادامه دهم.. پابلو_نرودا
برای تو... @mahsa68 تو خود حدیث مفصل بخوان ع این مجملヽ(✿゚▽゚)ノ
برای دلی جونم که بهترینه @AftabGardoon
عراقی مرا گر یار بنوازد، زهی دولت زهی دولت وگر درمان من سازد، زهی دولت زهی دولت
ﻣﺎه در اﺑﺮ رود ﭼﻮن ﺗﻮ ﺑﺮآﺋﯽ ﻟﺐ ﺑﺎم
من دهن باز نکردم که نرنجی از من...
سعدی با آن همه دشمنی که کردی بازآی که دوستی همان است
که من از شاید آمدهام،و تو از هرگز...
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.