1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

قانون مطبوعات و جانباختگان راه آزادي

شروع موضوع توسط minaaa ‏28/2/11 در انجمن ایران

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113

    قانون مطبوعات و جانباختگان راه آزادي
    [​IMG]
    سوم تيرماه 1287 شمسي، 71 سال و يك ماه و 14 روز پس از انتشار اولين روزنامه ايران «كاغذ اخبار»، ميرزا جهانگيرخان‌ شيرازي، مدير روزنامه «صوراسرافيل» ، كه به نام روزنامه‌اش مشهور شده بود، همراه با ميرزا نصرالله بهشتي ملقب به ملك‌المتكلمين سخنور و وكيل انقلابي به دستور محمدعلي‌شاه در باغشاه به دار آويخته شدند. كشتن سلطان‌العلماي خراساني، مدير روزنامه «روح‌القدس» با 250 نفر از دستگيرشدگان پس از به توپ بستن مجلس، نشان از عمق خشم ششمين شاه قاجار نسبت به روزنامه‌نگاران داشت. محمدعلي‌شاه كه با شكايت و توقيف مطبوعات موفق به ساكت كردن آنها نشده بود، با اين قتل‌هاي فجيع سعي مي‌كرد جو ملتهب جامعه خواهان‌آزادي را كه بر اثر روشنگري مطبوعات، خواستار مطالبات بيشتري بود، ساكت كند.


    كشتار بي‌رحمانه روزنامه‌نگاران و آزاديخواهان مشروطه‌طلب سبب شد تا بسياري از روزنامه نگاران مانند سيدمحمدرضا مساوات، علي‌اكبر دهخدا نويسنده روزنامه «صوراسرافيل»، مديرالملك مدير روزنامه «صبح صادق» و جمع ديگري كه از دستگيري‌هاي گسترده عمال شاه جان سالم به در برده بودند، راهي خارج از كشور شوند تا پس از فتح تهران، شكست محمدعلي‌شاه و پناهندگي او به روسيه دوباره به كشور برگردند. دوره 3 ‌ساله حكومت محمدعلي‌شاه از خونين‌ترين و پر التهاب‌ترين سال‌هاي مبارزاتي روزنامه‌نگاران به شمار مي رود. شاه كه بخوبي از قدرت قلم و افشاگري آنها آگاه بود، با تمام وجود سعي مي‌كرد آنان را ساكت كند. بعد از صدور فرمان مشروطيت تا سقوط محمدعلي‌شاه، روزنامه‌نگاران به‌‌رغم تحمل تمام سختي‌ها موفق به كسب امتيازاتي شدند كه تا آن زمان تصورش به ذهن هيچ‌كس خطور نمي‌كرد. آنچه در اين مقاله مورد بحث قرار مي‌گيرد، نقش روزنامه‌نگاران در راه كسب آزادي و تصويب قوانين در اين دوره 3 ساله خونبار است، اما صدور فرمان مشروطيت، متمم قانون اساسي و آزادي مطبوعات بدون روشنگري روزنامه‌نگاراني كه طي سال‌هاي پيش از آن به افشاگري حكومت و آگاه‌سازي مردم در جهت دستيابي به حقوق خود عمل كردند، ممكن و ميسر نيست. به‌همين علت پيش از ورود به بحث درباره وضعيت مطبوعات در آن دوره 3 ‌ساله، نگاهي به مطبوعات از دوره ناصري تا صدور فرمان مشروطيت مي‌اندازيم.
    وجود حكومت استبدادي و عدم تحمل پذيرش نظريات مخالفان سبب شد تا نخستين نشريات فارسي‌زبان توسط نويسندگاني كه به اروپا، هندوستان، مصر و عثماني مهاجرت كرده يا تبعيد شده بودند، خارج از مرزهاي ايران منتشر شوند. مديران و نويسندگان اين روزنامه‌ها عمدتا روشنفكران ايراني بودند كه به واسطه آشنايي با فرهنگ و پيشرفت‌هاي غرب، خواهان اعمال و برقراري دموكراسي در ايران بودند. اين گروه كه اغلب از روشنفكران مشروطه‌طلب محسوب مي‌شدند، سعي داشتند با آگاه‌سازي مردم از آنچه در ديگر كشورها مي‌گذشت، مطالبات آنان را افزايش دهند. اينان را بايد نخستين پيشگامان مشروطه در ايران دانست كه از جمله اين روزنامه‌ها مي‌توان به روزنامه «اختر» كه توسط ميرزا مهدي و محمدطاهر در استانبول تأسيس شد ‌ و به صورت مخفيانه در سال 1254 شمسي در ايران توزيع مي‌شد، يا «ثريا» چاپ قاهره كه با مديريت ميرزاعلي‌محمدخان كاشاني از 1277 شمسي شروع به انتشار كرد يا‌ روزنامه «حبل‌المتين» كه از همان سال 1272 در كلكته منتشر شد يا «قانون» كه با مديريت ميرزا ملكم‌خان ناظم‌الدوله از 1269 شمسي در لندن چاپ مي‌شد، اشاره كرد. وجود و تاثير بعضي از اين افراد بويژه فردي مانند ملكم‌خان انكارناپذير است. پروفسور ادوارد براون، ملكم‌خان را يكي از عوامل اصلي نوزايي سياسي و ادبي در ايران برشمرد. او كه سفير سابق ايران در لندن بود به‌واسطه نظريات انقلابي به كشور فراخوانده مي‌شود.

    <OBJECT style="MARGIN: 3px; WIDTH: 5px; BACKGROUND: red; FLOAT: right; HEIGHT: 14px"></OBJECT>
    دوره ناصري دوره بدي براي روزنامه‌نگاران به شمار مي‌رفت بعد از انتشار «كاغذ اخبار» و در تمام سال‌هاي بعدي سلطنت ناصرالدين‌شاه، علاوه بر شب‌نامه‌ها تنها 36 روزنامه ادواري در ايران انتشار مي‌يافت​


    دوره ناصري دوره بدي براي روزنامه‌نگاران به شمار مي‌رفت. بعد از انتشار «كاغذ اخبار» و در تمام سال‌هاي بعدي سلطنت ناصرالدين‌شاه علاوه بر شب‌نامه‌ها تنها 36 روزنامه ادواري در ايران انتشار مي‌يافت. در زمان همين شاه بود كه اداره انطباعات دولتي براي كنترل مطبوعات و كتاب‌ها تاسيس شد تا آغازگر سانسور دولتي در كشور باشد. در چنين فضايي بود كه ميرزاحسين‌خان سپهسالار به صدارت رسيد. مطبوعات در اين دوره داراي محتواي قابل قبولي شدند. در بررسي روزنامه‌هايي كه در دوره سپهسالار منتشر شدند، دو جريان فكري را بخوبي مي‌توان مشاهده كرد. نخست روند عقيدتي اصلاح‌طلبانه و آزاديخواهانه صدراعظم ايران بود و دوم نشرياتي با چارچوب فكري ايستا، اختناق‌پذير، ژورناليسم منحرف و كم‌محتوايي كه اداره انطباعات به دستور ناصرالدين‌شاه و به رياست محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه راه انداخته بود. در اين دوره براي نخستين‌بار روزنامه‌هايي پا به عرصه گذاشتند كه رسما عدم وابستگي خود را به كانون‌هاي قدرت ابراز و در مطالب خود در اندازه‌هاي متفاوت از جريان متعارف مطبوعات كشور عمل مي‌كردند. يكي از اين روزنامه‌ها «وطن» بود كه وقتي سرمقاله اين روزنامه را براي ناصرالدين‌شاه خواندند، بي‌درنگ دستور توقيف آن را صادر كرد و اين اولين توقيف مطبوعات در تاريخ ايران بود.

    ويژگي مطبوعات اين دوره در خارج از كشور:

    1ـ مندرجات آن جنبه سياسي، اجتماعي و تفسيري داشت و بيشتر به اخبار دولتي، داخلي و خارجي مي‌پرداخت.

    2ـ همه نويسندگان آن آزاديخواه و مشروطه‌طلب و خواستار لغو حكومت استبدادي بودند.

    3ـ همه جرايد و نويسندگان تحت تاثير سيستم اجتماعي و سياسي اروپا بودند و الگوي اداري، مملكتي و حكومتي انگلستان، بلژيك، فرانسه و سوئيس را براي ايران پيشنهاد مي‌كردند.

    4ـ مطبوعات فارسي‌زبان خارج از ايران توانستند پُلي ميان روحانيون و روشنفكران ايراني در اروپا ايجاد كنند و تا حدودي گروه‌هاي مذهبي و روحاني را به خود جذب كنند.

    اما بعد از سپهسالار در دوره اتابك، روش‌هاي سختگيرانه‌اي اعمال شد. در سال 1900 ميلادي به دستور اتابك صدراعظم وقت، ورود تمام روزنامه‌هاي فارسي‌زبان چاپ خارج از كشور به داخل ممنوع شد تا مردم از انديشه‌هاي آزاديخواهانه‌اي كه در جهان وجود داشت، اطلاع نيابند. رشد سانسور تا آنجا پيش رفت كه روزنامه وطن ـ كه به 2 زبان فارسي و فرانسه توسط ميرزا حسين‌خان سپهسالار منتشر مي‌شد ـ بعد از انتشار اولين روزنامه در 9 محرم 1293 قمري با دستور ناصرالدين‌شاه توقيف شود.

    ناصرالدين‌شاه در سال 1300 قمري دستور تبديل اداره كل انطباعات به وزارتخانه را صادر كرد. بعد از قتل وي، مظفرالدين‌شاه كه روحيه نرمتري داشت به حكومت رسيد. در اين دوره سختگيري نسبت به مطبوعات كمتر شد و مطبوعات رشد چشمگيري داشتند. اما در همين دوره ميرزا آقاخان كرماني و احمد روحي 2 نفر از سردبيران روزنامه اختر كه از شاعران نامدار زمان خود بودند، بعد از مرگ ناصرالدين‌شاه در تبريز اعدام شدند و آنان را بايد اولين قربانيان مطبوعات ايران دانست.

    در پيروزي مشروطه، مطبوعات مهم‌ترين ركن تشكيلاتي و تبليغاتي را تشكيل مي‌دادند. در واقع مي‌توان گفت مطبوعات و روزنامه‌نگاران سلاح قاطع انقلاب مشروطه بودند. در اواخر قرن 19 تيراژ روزنامه‌هاي فارسي‌زبان خارج از كشور بالا رفت و تيراژ روزنامه‌هاي داخلي كه با دولت همسو بودند بشدت تنزل يافت.در زمان خيزش براي مشروطه، روزنامه‌ها هيچ‌گونه وابستگي حزبي نداشتند و اكثرا براي تنها يك هدف و آن هم استقرار حكومت مشروطه تلاش مي‌كردند.

    در اين روزنامه‌ها اغلب به انتقاداتي درباره مسائلي چون وضع نامطلوب داخلي، دريافت وام از روس‌ها، دخالت‌هاي سياسي انگلستان، خزانه خالي كشور و واگذاري امور گمرك به بلژيكي‌ها كه ايجاد نارضايتي عمومي كرده بودند، مي‌پرداختند. روزنامه‌نگاران، امين‌السلطان و علي‌اصغر اتابك صدراعظم وقت را به باد انتقاد مي‌گرفتند. به همين علت اتابك در سال 1900 ميلادي، طي دستوري ورود تمام روزنامه‌هاي فارسي چاپ خارج را به ايران ممنوع كرد، بويژه روزنامه‌هايي چون «حبل‌المتين»، «ثريا» و «آزاد» را كه عليه اتابك مي‌نوشتند. در سال 1901 ميلادي براي اولين‌بار شرح اقدامات ضد دولتي به‌صورت خبر كوچكي در يكي از روزنامه‌هاي دولتي چاپ شد كه سبب توقيف روزنامه و تبعيد چند نفر از نويسندگان و آزاديخواهان شد. در پاييز 1903 ميلادي نارضايتي عمومي سبب استعفاي صدراعظم و جانشيني عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله شد كه دشمني زيادي با مطبوعات داشت.

    [​IMG]يكي از اركان انقلاب مشروطه، انجمن‌هاي سري بودند كه ‌ اواخر قرن 19 در ايران به‌وجود آمدند و به نهضت توان و نيرو مي‌بخشيدند. اين انجمن‌ها، مسووليت تهيه مقالات انقلابي براي روزنامه‌ها را به عهده داشتند و همچنين مركز مباحثه و تفسير و تعبير نوشته‌هاي مطبوعات ملي بودند. 2 دسته مهم در تشكيل انجمن‌ها دخيل بودند؛ روزنامه نگاران و روحانيون. نقش كمي و كيفي روزنامه نگاران بسيار عميق بود. به‌طور مثال از 54 نفر عضو انجمن سري 20 نفر روزنامه‌نگار و باقي روحاني و بازرگان بودند.

    در اين دوره، 58 نشريه ادواري در ايران و 20 نشريه فارسي‌زبان در خارج از ايران منتشر مي‌شد كه در مجموع اينها ‌علاوه بر شب‌نامه‌هايي بود كه در اقصي‌نقاط كشور پخش مي‌شد. روزهاي پيش از فرمان مشروطيت، روزگار خوب و روشني براي مطبوعات و روزنامه‌نگاران ايران نبود. صدور و ابلاغ فرمان مشروطيت در 14 مرداد 1285 شمسي، سبب‌ساز تحول عظيمي در فرهنگ سياسي ـ اجتماعي ايران شد. براساس اصل 13 قانون اساسي مشروطه، اصل آزادي مطبوعات مورد توجه قرار گرفت. مرگ مظفرالدين‌شاه 10 روز پس از امضاي فرمان مشروطيت، آغاز دوره‌اي بسيار تلخ براي مردم ايران، مشروطه خواهان و بالاخص براي مطبوعات كه در نوك تيز پيكان حمله عليه شاه قرار داشتند، بود. محمدعلي‌شاه يك‌ماه‌و‌نيم پس از صدور فرمان مشروطيت، براساس فشار افكار عمومي كه خواستار حذف سانسور و نظارت دولتي بر مطبوعات بودند در 28 شهريور 1285 شمسي، فرمان انحلال وزارت انطباعات را صادر كرد. امضاي متمم قانون اساسي در 29 شعبان 1325 قمري توسط محمدعلي‌شاه را مي‌توان يكي از مهم‌ترين دستاورد‌هاي انقلاب مشروطه دانست. اصل 20متمم قانون اساسي، سانسور در مطبوعات را ممنوع شناخته و از قانون مطبوعات به عنوان تنها مرجع تعيين‌كننده حدود و جرايم مطبوعاتي و مجازات‌هاي مقرر نام برد. در اصل 77 و 79 متمم قانون اساسي مشروطه، بر لزوم وجود هيات‌منصفه در دادگاه مطبوعات و اصل برگزاري علني دادگاه مطبوعات تاكيد شده بود. از زمان امضاي متمم قانون اساسي، نشريات بيشتري در كشور شروع به‌كار كردند.

    روزنامه‌هايي چون حبل‌المتين، صوراسرافيل، تربيت، روح‌القدس، انجمن ملي آذربايجان و ايران‌نو را مي‌توان از نشريات تاثيرگذار دوره مشروطيت دانست. حبل‌المتين به نفع طبقات گوناگون جامعه بويژه بازرگانان موضعگيري مي‌كرد كه همين مساله موجب بروز برخي قضاوت‌هاي محتاطانه نسبت به شخصيت مسوولان اين روزنامه شد. حبل‌المتين معرف انتقال جريان روشنفكري خارج از كشور به داخل بود. تربيت، نشريه‌اي منفرد و ميانه‌رو بود كه نثر زيبا و تاكيد آن و وجوه تمدن جديد از يك‌سو و انتشار مداوم آن قبل و بعد از مشروطه از ديگر سو سبب نفوذ اين روزنامه در ميان محافل فرهنگي شد. انجمن ملي آذربايجان، نشريه رسمي نهادهاي مشروطه‌خواهي بود كه هم از حوزه فكري قفقاز و عثماني تاثير پذيرفته و هم از سراسر كشور طرفداران و علاقه‌مندان فراوان داشت. اين نشريه وابسته به انجمن تبريز، توانسته بود قدرت يك نشريه موثر شهرستاني را نشان دهد. 2 نشريه صوراسرافيل و روح‌القدس، معرف 2 جريان مطبوعاتي تندروي مشروطه هستند كه مديران آن نيز هر دو جان بر سر عقايد خويش نهادند. در ميان نشريات روزانه روزنامه ليبرال و آزاديخواه، ايران نو از محبوبيت زيادي برخوردار بود. اين روزنامه به اين دليل جالب توجه است كه از نظر ادبي نخستين اشعار شاعران معروفي چون ملك الشعراي بهار و لاهوتي كرمانشاهي در آن چاپ شده است.

    [​IMG]مطالعه اين 6 نشريه به عنوان عمده‌ترين نشريات موثر دوران مشروطيت نشان مي‌دهد كه به‌رغم تاثيرگذاري مشترك، اين مطبوعات الزاما از مضمون و سوگيري واحدي تبعيت نكردند. براي نمونه بررسي ساختار كلي موضوعات شماره‌هاي منتشرشده اين نشريات در فاصله ميان پيروزي جنبش مشروطه تا حاكميت استبداد صغير تفاوت‌هايي از اين دست دارد:

    1ـ روح‌القدس، بيش از بقيه و تربيت كمتر از همه به انتشار مقاله‌هاي سياسي پرداخته‌اند.

    2ـ انجمن ملي بيشتر از همه و تربيت كمتر از همه در حوزه مباحث اجتماعي فعاليت داشته‌اند.

    3ـ تربيت، بيشترين توجه را به مقوله‌هاي فرهنگي و حبل‌المتين كمترين ميزان را به خود اختصاص داده‌اند.

    4ـ در اهتمام به مسائل خارجي تربيت در سال دوم پس از پيروزي مشروطيت بيشترين سهم و روح القدس كمترين سهم را داشته‌اند.

    به طور كلي مي‌توان نتيجه گرفت كه غالب مطبوعات عصر مشروطه به مباحث سياسي داخلي بيشترين توجه را داشته‌اند.

    عدم اعتماد متقابل روزنامه‌نگاران و دولت، شرايط متحول و ملتهب سياسي، عدم رعايت برخي حريم‌ها و روحيه ديكتاتورمآبانه شاه سبب شد تا درگيري‌هاي بين حكومت و روزنامه‌نگاران روز به روز افزايش يابد.

    اعمال بعضي روش‌ها توسط برخي مطبوعات سبب شد تا نخستين‌بار لفظ توقيف مطبوعات در مجلس شوراي ملي به‌كار گرفته شود. مجموع اين مسائل باعث شد تا ضرورت تدوين هرچه سريع‌تر قانون مطبوعات كه متمم قانون اساسي مشروطه آن را مرجع تشخيص حدود و جرايم مي‌دانست، احساس شود. در همين فاصله 2 نشريه توقيف شد و اولين دادگاه مطبوعات نيز بدون تصويب قانون مطبوعات برگزار گرديد. روزنامه صوراسرافيل كه روشي كاملا منتقدانه داشت پس از انتشار اولين شماره با واكنش دولت مواجه گرديد و پس از چاپ ششمين شماره خود توقيف شد و اين اولين توقيف مطبوعات پس از فرمان مشروطيت محسوب مي‌شود.

    اعمال برخي روش‌ها توسط بعضي از مطبوعات سبب شد تا مخالفان به بهره‌برداري از موقعيت بپردازند. دولت اتابك لايحه مطبوعات را توسط مخبرالسلطنه، وزير علوم و معارف به مجلس تقديم كرد. چند روز پس از تقديم اين لايحه، روزنامه «حبل‌المتين» به مديريت سيدحسين كاشاني از سوي وزارت علوم و معارف توقيف شد. توقيف اين روزنامه سبب اعتصاب روزنامه‌نگاران، كاركنان و كارگران چاپخانه‌ها شد كه مي‌توان آن را به‌عنوان اولين اعتصاب مطبوعات در كشور قلمداد كرد. صوراسرافيل و حبل‌المتين سريعا از توقيف خارج شدند، اما با توقيف روزنامه روح‌القدس، درگيري بين موافقان و مخالفان مشروطه بالا گرفت. اين روزنامه در شماره سيزدهم خود در مطلبي تحت‌عنوان «نطق غيبي يا اشاره لاريبي» بشدت به محمدعلي‌شاه و حكومت استبدادي آن تاخت و آن را مورد انتقاد قرار داد. وزارت علوم و معارف وقت، برخلاف روش پيشين خود كه در صورت توقيف يا عدم توقيف يك روزنامه مدير آن را فرا‌‌مي خواند و بعد از بحث و جدل‌هاي فراوان سعي مي‌كرد به‌نوعي سازش دست يابد و نشريه را از توقيف خارج كند، اين‌بار موضوع را مستقيما به وزارت عدليه ارجاع داد. محاكمه روزنامه روح‌القدس از جمله محاكمات جالب تاريخ مطبوعات ايران محسوب مي‌شود، چراكه به جاي شاه و دربار كه شاكيان اصلي بودند وزير علوم و معارف به عنوان شاكي در جايگاه نشست. در آن تاريخ هنوز قانون مطبوعات تصويب نشده و هيات‌منصفه‌اي منصوب نشده بود. روز 12 شوال 1365 قمري، محاكمه سلطان‌العلما در محكمه جنايات تهران برگزار شد. حاج صدق‌الملك به‌عنوان رئيس دادگاه و وكيل مخبرالسلطنه وزير علوم و معارف در جايگاه شاكي نشستند. سلطان‌العلما بشدت نسبت به عدم حضور هيات منصفه اعتراض كرد و دادگاه را بدون وجاهت قانوني دانست. او استدلال رئيس دادگاه را مبني بر نبودن هيات‌منصفه قضات نپذيرفت و آن را خلاف قانون اساسي‌دانست.ادامه افشاگري‌هاي سلطان ‌العلماي خراساني در آستانه تصويب قانون مطبوعات و عدم وصول نتيجه توسط دولت سبب شد تا شكايت وزير علوم و معارف پس گرفته شود. يك‌سال پس از آغاز مشروطيت در 18 اسفند 1286 شمسي، نخستين قانون مطبوعات ايران به تصويب شوراي ملي رسيد.

    منابع:


    1ـ تاريخ روزنامه نگارى ايران، جلد اول، 1379

    2ـ محمد محيط طباطبايى؛ تاريخ تحليلى مطبوعات ايران، بعثت: 1375

    3ـ گوئل كهن، تاريخ سانسور در مطبوعات ايران، آگاه: 1362

    4ـ محمدجواد صالحي انصاري، دادگاه مطبوعات در جمهوري اسلامي ايران، مركز اسناد انقلاب اسلامي ايران: 1385
    5ـ هادي خانيكي، مقاله «ستيز خبر با استبداد»، چهارشنبه 8 مهر