چه در دل ِ من چه در سر ِ تو من از تو رسیدم به باور ِ تو تو بودی و من ، به گریه نشستم برابر ِ تو به خاطر تو به گریه نشستم بگو چه کنم ... با تو ، شوری در جان بی تو ، جانی ویران از این ، زخم ِ پنهان می میرم ... نامت در من باران یادت در دل طوفان با تو ، امشب پایان می گیرم ... نه بی تو سکوت نه بی تو سخن به یاد ِ تو بودم به یاد ِ تو من ببین غم ِ تو رسیده به جان و دویده به تن ببین غم ِ تو رسیده به جانم ، بگو چه کنم...