1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

فریدون مشیری

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏28/2/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    [​IMG]

    سر خود را مزن اینگونه به سنگ
    دل دیوانه تنها دل تنگ
    منشین در پس این بهت گران
    مدران جامه جان را مدران
    مکن ای خسته درین بغض درنگ
    دل دیوانه تنها دل تنگ
    پیش این سنگدلان قدر دل و سنگ یکی است
    قیل و قال زغن و بانگ شباهنگ یکی است
    دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین
    سینه را ساختی از عشقش سرشارترین
    آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین
    چه دل آزارترین شد چه دل آزارترین
    نه همین سردی و بیگانگی از حد گذراند
    نه همین در غمت اینگونه نشاند
    با تو چون دشمن دارد سر جنگ
    دل دیوانه تنها دل تنگ
    ناله از درد مکن
    آتشی را که در آن زیسته ای سرد مکن
    با غمش باز بمان
    سرخ رو با ش ازین عشق و سرافراز بمان
    راه عشق است که همواره شود از خون رنگ
    دل دیوانه تنها دل تنگ

    " فریدون مشیری"