1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

من

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏28/2/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    من به درماندگی صخره و سنگ

    من به آوارگی ابر و نسیم

    من به سرگشتگی آهوی دشت

    من به تنهایی خود می مانم

    من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی

    گیسوان تو به یادم می آید

    من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی

    شعر چشمان تو را می خوانم

    چشم تو چشمه شوق

    چشم تو ، ژرف ترین راز وجود

    برگ بید است که با زمزمه جاری باد

    تن به وارستن عمر ابدی می سپرد

    تو تماشا کن

    که بهاری دیگر

    پاورچین پاورچین

    از دل تاریکی میگذرد

    و تو در خوابی

    و پرستو ها خوابند

    و تو می اندیشی

    به بهاری دیگر

    و به یاری دیگر

    نه بهاری

    و نه یاری دیگر

    - حیف

    اما من و تو

    دور از هم می پوسیم

    غمم از وحشت پوسیدن نیست

    غمم از زیستن بی تو در این لحظه پر دلهره است

    دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست

    از سر این بام

    این صحرا

    این دریا

    پر خواهم زد

    خواهم مرد

    غم تو این غم شیرین را

    با خود خواهم برد