بلبل باغ توام ، مشتاق دیدار توام / غم مخور دلدار من ، تا زنده ام یاد توام . . . . اشک چشمام جمع شده ، یواش یواش سنگ شده / خبر داری چه اندازه ، دلم برات تنگ شده ؟ . . . آنکه هر شب تا سحر سوزد ز هجرانت منم / آنکه چون پروانه ای گردیده حیرانت منم . . . . دستت را به من بده تا از آتش بگذریم ، آنان که سوختند همه تنها بودند ! . . . نامه هایم را برای پاره کردن نوشتم ، می توانی بسوزانیشان ، حرف هایم را بی دلیل گفته ام ، می توانی فراموششان کنی ولی عشقم را از صمیم قلب بخشیده ام ، نمی توانی دوستم نداشته باشی ! . . . از اداره ی کشاورزی مزاحمتون میشم ، لطفا به محبتی که تو دلم کاشتید رسیدگی کنید ! . . . ای که با یاد تو در آتش غم می سوزم / یاد من کن که به یادت همه شب می سوزم . . . . کجایی ؟ همه دنبالت می گردند ، فکر می کنند گم شدی ، بگم تو قلبمی خیالشون راحت بشه ؟ . . . عشق یعنی با تو گشتن هم کلام / عشق یعنی انتظار یک سلام / عشق یعنی دستهای رو به دوست / عشق یعنی مرگ در راهت نکوست / عشق یعنی شاخه ای گل در سبد / عشق یعنی دل سپردن تا ابد . . . . نمیخواهم قلب تو باشم که با هر اتفاق بشکنم ، میخواهم روح تو باشم که تنها در هنگام مرگ از تو جدا شوم.