1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

خر عیسی

شروع موضوع توسط af3hin ‏27/3/11 در انجمن متفرقه مذهبی

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    عنوان بالا که غالباً به صورت خر عیسی گرش به مکه برند مصطلح می باشد کنایه از این است که صرفاً با انتساب به رجال و بزرگان نمی توان بزرگ و صاحب شخصیت شد بلکه بزرگی و احراز شخصیت فرع بر لیاقت و شایستگی است. همت و پشتکار می خواهد تا واحد نام و نشان توان شد. ​
    به طوری که می دانیم حضرت عیسای مسیح شارع دین مسیحیت است و این دین ابتدا به صورت کلیسای ابتدایی یا کلیسای کاتولیک اداره می شد و بعدها مذاهب اورتودوکس و پرتستان که اصطلاحاً کلیسای اورتودوکس و کلیسای پرتستان گفته می شود از آن متفرع و منشعب گردید.
    در حال حاضر اکثریت اقوام لاتین و مدیترانه ای و ایرلند و آلمان جنوبی از کلیسای کاتولیک، و سکنه اروپای شرقی از کلیسای اورتودوکس و اقوام ژرمن و اروپای شمالی از کلیسای پرتستان پیروی می کنند.
    بر طبق مندرجات انجیل متی و لوقار ولادت عیسی چنین بود که چون مادرش مریم به یوسف نامزد شده بود قبل از آنکه با هم در آیند او را حامله یافتند.
    شوهرش یوسف چون مردی صالح بود و نمی خواست او را رسوا کند پس اراده نمود که پنهانی او را راها کند. مدتی در شک و تردید به سر برد و در این نیت وتصمیم گیری فکر کرد. روزی در حال تفکر بود که خوابش در ربود. در عالم رویا فرشته خداوند بر وی ظاهر شد و گفت:«ای یوسف پسر داود، از گرفتن زن خویش باک نداشته باش زیرا آنچه در وی قرار گرفته از روح القدس است. او پسری خواهد زایید و نام او را عیسی خواهی نهاد.»
    ولادت عیسی در ایام سلطنت هیرودیس در بیت اللحم یهودیه اتفاق می افتاد. چون بزرگ شد و به رسالت مبعوث گردید، به دعوت و ارشاد یهودیان پرداخت.حضرت عیس گاهی در معبد یهود و زمانی در سایر نقاط و روستاها بیماران و عاجزان را با دست کشیدن به سر و بدن آنان معالجه می کرد و برخی اوقات اعضا و محل زخم و بیماری بیماران را با آب دهان اندود می کرد و به شفا بافتگان خود سفارش می کرد که در این باب با کسی سخن نگویند. اکنون ببینیم خر عیسی از کجا و چگونه پیدا شده است؟
    به گفته طبری:«فرشته ای بیامد و مریم را آگاه کرد و بفرمودش که عیسی را از بیت المقدس بیرون برد. پس مریم بر خر نشست و عیسی را پیش گرفت و یوسف نجار را که پسر عمش بود با خویشتن برد و از بیت المقدس بیرون رفت.»
    در روایت بالا مریم بر خر نشست در حالی که صحبت از خر عیسی و زمانی است که بایستی عیسی بزرگ شده بر خر سوار شده است.
    دنباله مطلب در همین کتاب به نقل از قاموس کتاب مقدس راجع به این روایت چنین آمده است که:«حضرت عیسی هنگام مراجعت از اردن به بیت المقدس چون نزدیک اورشلیم شد به حواریون گفت:«بروید به سمت آن قریه و در آنجا ماده خری کرده دار خواهید دید آن را نزد من آرید.» آوردند و بر آن خر سوار شد و به بیت المقدس آمد و کوران و بیماران را شفا داد.
    به هر حال خر عیسی موجب شد که این درازگوش زحتمکش بی آزار از آن تاریخ نظر مومنان مقام و منزلتی پیدا کرد و چون حضرت عیسی هم پیغمبر بود و هم طبیب، لذا این دو طبقه یعنی روحانیون و پزشکان تا قبل از رواج درشکه و اتومبیل برای سواری از خر استفاده می کردند و این ظاهراً از باب تیمن و پیروی از مشی و روش عیسی مسیح بود.​
     
  2. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    خر عیسی

    خر عیسی به باور مسیحیان به خری گفته می‌شود که عیسی در بازگشت پیروزمندانه به اورشلیم که در یکشنبه پیش‌از عید پاک واقع گردید، به‌جای اسب که نماد پادشاهان بود، سوار بر آن که نمادی از صلح بود وارد شهر شد. و در هر چهار انجیل اصلی ذکری از آن رفته‌است.

    باور مسلمانان

    به گفته مینورسکی در باور مسلمانان، خر عیسی، سم و گاه سرگین آن به اشتباه مورد احترام و پرستش گروه‌هایی از مسیحیان دانسته شده‌است. جمشید مظاهری ریشه «خرپرستی نصاری» را دارای بن مایه‌های واقعی در میان قدمای مسیحی می‌داند. خاقانی در ابیاتی به در زر گرفتن سم خر عیسی اشاره کرده‌است. مظاهری مآخذ سخن خاقانی را داستانی می‌داند که یک فرنگی مسیحی در مجلس یزید بن معاویه به هنگام مشاهده سر حسین بن علی تعریف کرده‌است که در نسخی از تاریخ طبری روایت شده‌است.

    از دیدگاه عطار نیشابوری و نمادشناسی او، خر نماد نفس و تن است و عیسی مظهر جان. عطار در منطق الطیر می‌گوید:
    نفس را همچون خر عیسی بسوز ،،، پس چو عیسی جان به جانان برفروز

    در تاریخ طبری آمده است که : حضرت عیسی هنگام برگشتن از اردن به سوی بیت المقدس، وقتی نزدیک اورشلیم رسید به حواریون خود گفت : « بروید به سمت آن قریه و در آنجا ماده خری کره دار خواهید دید آنرا نزد من بیاورید . » حواریون آن خر ماده کره دار را آوردند حضرت بر آن خر سوار شد و به بیت المقس رسید . حضرت عیسی طبیب هم بود، بیماران را معالجه می کرد و شفا می داد . هنگام ورود حضرت به اورشلیم مردم با شاخه های درخت خرما از او استقبال کردند.

    حضرت عیسی راه های دور را سوار بر خر می شد و راه های نزدیک را پیاده می رفت ، و از آن روز خر نزد مومنان و حواریون آن خضرت جایگاه و منزلت خاصی یافت و روحانیون و طبیبان از باب تیمن و تبرک و پیروی از مشی آن حضرت ، سوار خر می شدند و خر عیسی شهرت یافت و زبانزد خاص و عام گشت .

    سعدی در باب هفتم گلستانش از شهرت خر عیسی بهره برده و قطعه ای زیبا سروده است که بیت آخر آن را به خاطر مثل شدنش در زیر می آوریم .

    خر عیسی گرش به مکه برند .... چــون بیــاید هنــوز خـر باشــد
     
    f@rid69 و M @ H @ K از این پست تشکر کرده اند.
  3. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,263
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    خر عیسی است که از هر هنری باخبر است
    هر خری را نتوان گفت که صاحب هنر است
    خوش‌لب‌ و خوش‌دهن‌ و چابک ‌و شیرین‌حرکات
    کم‌خور و پردو و با تربیت و باربر است
    خرِ عیسی را آن بی‌هنر انکار کند
    که خود از جملۀ خرهای جهان ‌بی‌خبراست
    قصدِ راکب را بی ‌هیچ نشان می‌داند
    که کجا موقعِ مکثست و مقامِ گذر است
    چون سوارش برِ مردم همه پیغمبر بود
    او هم اندر برِ خرها همه پیغامبر است
    مرو ای مردِ مسافر به سفر جز با او
    که ترا در همه احوال رفیقِ سفر است
    حال ممدوحین زین چامه بدان ای هشیار
    که چو من مادح بر مدحِ خری مفتخر است
    من بجز مدحتِ او مدحِ دگر خر نکنم
    جز خرِ عیسی گور پدر هرچه خر است
     
    Anoosh و M @ H @ K از این پست تشکر کرده اند.
  4. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    گر نباشد حیا و درک شعور
    آدمی خر همی شود به مرور
    جان انسان که تربیت نشود
    آدمی طعنه میزند به ستور
    عاقلان این سخن نکو دانند
    زاده خر هنوز خر باشد

    شك نكن هر كسی كه با یك خر
    كل بیندازد و كند عرعر
    خود او هست یك خر دیگر.
    ۰