1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

باران می بارد امشب ...

شروع موضوع توسط Mohammad ‏12/11/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏22/1/15
    ارسال ها:
    437
    تشکر شده:
    4,234
    امتیاز دستاورد:
    121
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    تاسیسات
    ...

    هستاااا،،:)

    نمیگم نیستا..:)

    ولی نیست:-(

    میفهمی چی میگم؟

    ...
    درد را باران نمی‌شوید ولی..
    زیر باران گریه کن

    ...
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  2. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,037
    تشکر شده:
    37,144
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    وقتی باران می بارد با همین قلب عاشق ، بدون هیچ چتر و سرپناهی در زیر آن قدم میزنم....
    وقتی باران می بارد یاد و خاطرات در کنار تو بودن در دلم زنده می شود....
    باران را دوست دارم زیرا تو را در آن لحظه حس میکنم...
    عاشق بارانم ، زیرا عاشق قلب مهربان تو هستم...
    باران به لطافت دستان گرم تو است
     
  3. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,037
    تشکر شده:
    37,144
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    صدای نم نم باران مرا به یاد صدای مهربان تو می اندازد....
    باران را دوست دارم ، زیرا آن لحظه که با هم در زیر باران قدم میزنیم لحظه های در کنار هم بودن رویایی می شود....
    وقتی باران می آید ، احساس میکنم در کنارمی ....
    احساس میکنم دستان گرمت درون دستهای من است و با هم قدم میزنیم در زیر قطره های مهربان باران ....
    صدای رعد آسمان مرا به یاد آن لحظه می اندازد که با فریاد به تو میگفتم دوستت دارم عزیزم!
    بیا تا دوباره لحظه های بارانی را با حضور در کنار هم عاشقانه کنیم....
    بیا تا مثل باران شویم ، همان بارانی که عاشقانه بر روی درختان می بارد و آنها را تازه میکند
     
  4. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,106
    تشکر شده:
    84,753
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن

    صدای بارون
     
    Anoosh، توماس شلبی و اميــــــــــد از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,106
    تشکر شده:
    84,753
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن

    نم نم بارون
     
    Anoosh، توماس شلبی و اميــــــــــد از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏18/9/23
    ارسال ها:
    4,849
    تشکر شده:
    5,045
    امتیاز دستاورد:
    128
    کسی که
    دوستش دارم
    به من گفته است
    که به من محتاج است

    به همین خاطر هم
    من مواظب خودم هستم
    و چشمانم باز است
    در راهی که می روم

    و دلهره دارم از هر قطره باران که مبادا با ضربتی نابودم کند.
     
    M @ H @ K و اميــــــــــد از این پست تشکر کرده اند.
  7. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏22/1/15
    ارسال ها:
    437
    تشکر شده:
    4,234
    امتیاز دستاورد:
    121
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    تاسیسات
    رفتنت را،کرده باور
     
    Anoosh از این پست تشکر کرده است.
  8. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,037
    تشکر شده:
    37,144
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    باران که میبارد فقط من هستم و پریشانی ابرهای انبوه قلبم که روی نیمکت خیس چشمانت مینشیند.
    باران که میبارد تو را میبینم.
    تو را میبینم و باران میبارد.
    تو را میان چکیدنهای باران احساس کرده ام.
    در دل هر قطره ی باران تویی که میباری
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  9. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,037
    تشکر شده:
    37,144
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    باران که میبارد
    برف که می آید

    شادی های کودکانه ات
    مرا به پرواز
    و خنده های شیرینت
    مرا سرشار از شادی می کند

    در آیینه دلم
    بخار نفس های گرم تو را
    با انگشتانم به بازی می گیرم
    و نامت را نقاشی می کنم
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  10. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏18/9/23
    ارسال ها:
    4,849
    تشکر شده:
    5,045
    امتیاز دستاورد:
    128
    در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
    می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست
    می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی
    چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست
    باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
    باز میخندم که خیلی...!گرچه میدانی که نیست
    شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند
    یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست
    چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی
    دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟
    وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست میروی و خانه لبریز از نبودت میشود باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.