... هستاااا،،:) نمیگم نیستا..:) ولی نیست میفهمی چی میگم؟ ... درد را باران نمیشوید ولی.. زیر باران گریه کن ...
وقتی باران می بارد با همین قلب عاشق ، بدون هیچ چتر و سرپناهی در زیر آن قدم میزنم.... وقتی باران می بارد یاد و خاطرات در کنار تو بودن در دلم زنده می شود.... باران را دوست دارم زیرا تو را در آن لحظه حس میکنم... عاشق بارانم ، زیرا عاشق قلب مهربان تو هستم... باران به لطافت دستان گرم تو است
صدای نم نم باران مرا به یاد صدای مهربان تو می اندازد.... باران را دوست دارم ، زیرا آن لحظه که با هم در زیر باران قدم میزنیم لحظه های در کنار هم بودن رویایی می شود.... وقتی باران می آید ، احساس میکنم در کنارمی .... احساس میکنم دستان گرمت درون دستهای من است و با هم قدم میزنیم در زیر قطره های مهربان باران .... صدای رعد آسمان مرا به یاد آن لحظه می اندازد که با فریاد به تو میگفتم دوستت دارم عزیزم! بیا تا دوباره لحظه های بارانی را با حضور در کنار هم عاشقانه کنیم.... بیا تا مثل باران شویم ، همان بارانی که عاشقانه بر روی درختان می بارد و آنها را تازه میکند
کسی که دوستش دارم به من گفته است که به من محتاج است به همین خاطر هم من مواظب خودم هستم و چشمانم باز است در راهی که می روم و دلهره دارم از هر قطره باران که مبادا با ضربتی نابودم کند.
باران که میبارد فقط من هستم و پریشانی ابرهای انبوه قلبم که روی نیمکت خیس چشمانت مینشیند. باران که میبارد تو را میبینم. تو را میبینم و باران میبارد. تو را میان چکیدنهای باران احساس کرده ام. در دل هر قطره ی باران تویی که میباری
باران که میبارد برف که می آید شادی های کودکانه ات مرا به پرواز و خنده های شیرینت مرا سرشار از شادی می کند در آیینه دلم بخار نفس های گرم تو را با انگشتانم به بازی می گیرم و نامت را نقاشی می کنم
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟ باز میخندم که خیلی...!گرچه میدانی که نیست شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست چشم می دوزم به چشمت،می شود آیا کمی دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟ وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست میروی و خانه لبریز از نبودت میشود باز تنها میشوم با یاد مهمانی که نیست رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست